در اولین روزهای آتش بس در تیر ماه 67 ماموریت پدافند از پاسگاه زید به گردان کمیل از لشگر 27 محمد رسول الله داده شده است .
علی رویایی
فرمانده یکی از گروهان های گردان مزبور ،ضمن تحلیل و
شرح موقعیت منطقه در اثر برقراری آتش بس ناشی از
قرار داد
.598 به بچه ای گروهان خود یاد آوری می کند که تیر اندازی با
سلاح گرم بر
طبق مقرارت آتش بس ممنوع شده است .اما به هر حال باید به نوعی آماده بود تا علاوه بر رعایت مقررات آتش بس ،در صورت نیاز ؛به
نحوی به حساب عراقی ها برسیم .لذا دستور می
دهد تا بچه ها هر کدام یک تیرو کمان و
تعدادی
سنگریزه آماده کنند ....
بعد از این
حرف ،بچه ها با شور شوق به جان درختان می افتند و هر کس به
دنبال شاخه
ای است تاببرد و از آن دو شاخه درست کند .بعضی از بچه ها به
طرف تعمیر گاه
می روند تا از تیوپ های فرسوده کش ببرند و آماده کنند .بعد
ازظهر
گروهان به حرکت در می آید در حالی که هر کدامیان یک سلاح تازه به تجهیزات تمان اضافه شده است .بچه ها تیروکمان ها را از
گردنشان آویزان می کنند .
وقتی به خط
می رسیم ، نزدیک غروب است .با دستور فرماندهی قرار می شود تا
هوا روشن
شود درباره منطقه ، موقعیت دشمن و سنگر های کمین توجیه شویم . نگهبان ها مشخص می شوند
.عده ای به سنگر کمین که در صد متری عراقی ها درست
شده ، می
روند وهمه کارها رو به راه می شود .
بعد از رفتن
بچه ها ی کمین سر و صدای آخ و واخ عراقی ها بلند می شود ومی
فهمیم که
تیر و کمان ها آتش بس را نقض کرده اند !تا آنجایی که چشم کار می کند و بچه ها سنگر های عراقی ها را می بینند ، آن ها را از
مزه سنگ های تیر و کمان بی نصیب نمی
گذارند. صبح ، روی خط عراقی ها سر وصدای زیادی است .معلوم می شود که با سنگ
اندازی بچه ها جر و بحثشان با لا گرفته است .
در اثر سر و
صداها و اعتراضات عراق ها نسبت به سنگ باران مواضعشان از سوی رزمندگان تیر و کمان به دست و برای به دست گرفتن کنترل اوضاع
، فرمانده لشگر حاج محمد کوثری هم به خط می آید
و ترفندی می اندیشد .او به بچه ها دستور می دهد :هر چه پرچم
قرمز دارید روی دژی که مستقر هستید بزنید ، چون
رنگ قرمز
نمایش خشم است و دشمن باید بداند با این که آتش بس شده است ، ولی هنوز کینه آنها در دل ماست .
چند روز بعد
، عراقی ها در اثر فعل و انفعالات موجود در خط مقدم صلاح را
در این می
بینند که خط اول خودشان را 500 متر عقب تر ببرند و این امر باعث ناراحتی بچه های گروهان تیر کمان می شود ، زیرا با این کار
عراقی ها از تیر رس تیر و کمان های
آنها دور شده اند .
احسن به مسئولین و تهیه کنندگان برنامه های کودک در تولید!!!!!!
برنامه های فیتیله

و خاله شادونه

نمی دونم چرا کنترلی در اجرای این برنامه ها نمیشه .
از هر چیزی که بخواید توی این برنامه ها می شه دید .
1- دلقک بازی
2- جلف بازی
3- رقص
4- آواز های نامناسب
5- رو کول هم پریدن های بی خود و بی منظور
6- عشوه ریختن های مجریان خانم که گاهی اوقات والدین بچه ها رو تحت تاثیر خودش قرار میده !!!
و مواردی دیگه . واقعا کسی نیست که بیاد این برنامه ها رو ببینه و یه تلفن بزنه و بگه بهشون که این چه وضعیه . آیا واقعا این خندیدن آنها ارزش داره . خندیدن به هر روش.
خدا انشاءالله فرزندان حال و آینده این مملکت و کل جهان رو از دست دام های که ما پدران و مادران آنها برایشان آماده کرده ایم نجات بدهد .
سلام ف مدتی هست که بدون سر وصدا ؟!! وبلاگ رو داشتم به میهن بلاگ منتقل می کردم و چند روزی میشه که کار انتقال مطالب تموم شده .
این جا به جایی تنها به خاطر برخی ضعف های سیستم مدیریت محتوای بلاگفا بوده .
از این رو برای دیدن مطالب جدیدتر به آدرس زیر مراجعه کنید .
بسم الله الرحمن الرحیم
كي خسته است؟دشمن
صدا زد :كي ناراضيه؟بلند گفتيم دشمن
دوباره با صداي بلند صدا زد: كي سردشه؟ما هم با صداي بلند گفتيم دشمن
بعدش فرماندمون گفت : خدا خيرتون بده حالا كه سردتون نيست مي خواستم بگم كه پتو به گردان ما نرسيده!!!
شادی روح شهدا و امام شهدا صلوات.
"سرباز"
***
سر مشق های آب، بابا یادمان رفت
رسم نوشتن هم خدایا یادمان رفت
شعر خدای مهربان را حفظ کردیم
اما خدای مهربان را یادمان رفت
***
- الهی نصیرمان باش تا بصیر گردیم. بصیرمان کن تا از مسیر بر نگردیم. و آزادمان کن تا اسیر نگردیم.
***
- خدایا مرا به بزرگی نعماتی که داده ای آگاه و راضی کن تا کوچکی آنچه که ندارم آرامشم را به هم نریزد...
***
گاهی گمان نمی کنی اما می شود
گاهی نمی شود که نمی شود
گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است
گاهی نخوانده قرعه به نام تو می شود
گاهی گدای گدایی و بخت با تو نیست
گاهی تمام شهر گدای تو می شود
غایت خلقت جهان پرورش انسان هایی است که در برابر شداید بر هر چه ترس و شک و تردید و تعلق است غلبه کنند وحسینی شوند.هر چند جهاد فی سبیل الله بهترین عرصه پرورش کمالات انسانی است اما خود" از خورشید ولایت نور میگیرد".آنان که دیروز اهل جهاد بودند هر چند در مقام تبعیت از مقام ولایت اهل صبر صلاحند اما برکات خفیه جهاد رار از یاد نبرده اند.
باب جهاد اضغر مغلوق گشته است اما باب جهاد اکبر هنوز مفتوح است.