تبليغاتX
شهدا پروانه های عاشق
پرسش اول

تداوم جنگ؟

بـعضى معتقدند, در جايى كه كشورهاى خليج فارس حاضر به پرداختن غرامت جـنـگ بـودند, ما بى جهت جنگ را ادامه داديم تا جايى كه تسليم فشار نظامى عراق شديم . ((1))
در خـصـوص اين شبهه بايد گفت , هر چند حقوق تضييع شده ملت ايران صرفا خسارات مالى نبود كه بتوان با در يافت غرامت آن را ناديده گرفت اما به هر حال بـا فـرض قـبـول چنين مساءله اى نيز بايد بگوئيم هيچ كشورى كه براى خودش قـدرى مبنا و سياست داشته باشد و از يك دولت قوى و منطقى برخوردار باشد, نـمـى تـوانـد تنها به يك قول بدون پشتوانه متكى باشد, اگر عربستان يا بعضى كشورهاى خليج چنين چيزى گفته باشند ((2)) بر چه مبنايى و بر چه اساسى و بـا چه سندى اين حرف را گفته اند؟چرا كشورهاى خليج زمانى كه ايران بخش قـابـل توجهى از خاك عراق را تصرف كرده بود چنين پيشنهادى داده اند؟ چون مـى دانـسـتـنـد در ايـن مـوقـعـيت اگر بخواهند سخن بگويند فقط يك قول بدون پشتوانه نيست كه بتواند به راحتى آنرا آشكار نمايند هستند كه در اوج قدرت است و امتياز هم دارد و اگر بخواهند سخنى بگويند يا قـولى بدهند بايد به آن عمل نمايند در حاليكه آنان خواهان چنين چيزى نبودند بنابر اين قبول آتش بس از سوى ايران به صرف قول بدون پشتوانه كشورى آنهم از قـول يـك مسئول رديف چندم يك كشور ثالث مى توانست بى تدبيرى محض مـسـئولان جـنـگ را به دنبال داشته باشد و اگر چنين مى كردند امروز همين افرادى كه ادامه جنگ را كارى غيرعاقلانه جلوه مى دهند در مقابل چنين عملى عكس العمل منفى از خود نشان مى دادند و مسئولان نظام را زير سئوال مى برند.


ادامه مطلب
 
|+| نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه 1388/07/02 و ساعت 17:56 | 
پرسش دوم

ايـنـكـه مـى گـويـنـد آقـاى رفـسـنـجـانـى جـنـگ را طول داده است و خون جوانان را ريخت ، چيست ؟

شـايـد بـهـتـر بـاشـد، بـه ايـن سـؤ ال ، از زبان آقاى هاشمى رفسنجانى پاسخ دهيم :
زمـانـى كه خرمشهر فتح شد، در مجلس بودم . اگرچه فرمانده جنگ نبودم ، ولى از مسائل فرماندهى جنگ اطلاع داشتم . به بيان ديگر، من سخنگوى شوراى عالى دفاع و نماينده امام (ره ) در شورا بودم ، و چـون مـقام معظم رهبرى در حادثه انفجار بمب در مسجد ابوذر، آسيب ديـده بـودنـد، و نمى توانستند به جنگ برسند، لذا آن زمان ، من در جنگ فعال بودم .
پـس از فـتـح خـرمـشـهـر، شـايـعـاتـى در مـورد پيغام صلح يا دادن پـول بـراى خـاتـمـه جـنـگ در كـشـور مـطـرح شـد، ولى مـا كـه مسؤ ول بـوديـم ، مـى دانـسـتيم اين شايعات دروغ است . در واقع پيغامى وجـود نـداشـت ، مـنـتـهـى در برخى از محافل ، گفته مى شد كه چنين پـيـغـامـى وجـود دارد. آن هـايـى كـه در آن زمـان ، در مـقـابـل ايـن شـايـعـات و شـايـعـه بـرقـرارى صـلح ، عـكـس ‍ العمل مخالف نشان مى دادند، كسانى هستند كه الان مدعى مخالفت با ادامـه جـنـگ هـستند همين آقايان ، خطاب به ما مى گفتند، آقايان بوى دلار بـه دماغ شان خورده و مى خواهند جنگ را متوقف كنند. حقيقتاً معلوم نبود، چه كسى مى خواهد جنگ را متوقف كند كه باعث ناراحتى و
مـخـالفـت ايـن ها شده بود. اين ها از من مى خواستند تا من اين موضعِ آنان را به امام (ره ) بگويم .
امـّا امام (ره ) خودشان مى خواستند، جنگ را تا زمانى پيگيرى نمايند تا مساءله عراق حل شود. امام (ره ) در اين موقع گفتند، حالا آن ها به دام افـتـادنـد، الان بـايـد مـسـاءله عـراق را حـل كـنـيـم ، و در ايـن باره بسيار جدى بودند، ولى امام (ره ) موافق نـبـودنـد كـه نـيـروهـاى مـا وارد خـاك عـراق شـونـد، در عـيـن حـال ، مـتـوقـف كردن جنگ را هم قبول نداشتند. ايشان مى گفتند: اگر شما وارد عراق شويد، چند اشكال پيدا مى شود:
اولاً، الان از لحـاظ بين المللى موضع بر حق داريم و متجاوز در خاك ماست .
ثـانـيـاً، عـرب هـا كـه مـتفق نيستند و بعضى ها با ما هستند، پشت سر صدام قرار مى گيرند و كار ما دشوار مى شود.
ثـالثـاً، مـردم عـراق تـصـرف سـرزمـيـن خـود را تـحـمل نمى كنند و آن هايى كه الان با ما هستند در آن صورت به ما به عنوان متجاوز نگاه مى كنند.
رابعاً، مردم بى گناه عراق آسيب مى بينند. بنابراين ، مصلحت نمى ديـدنـد كه وارد خاك عراق شويم . از طرف ديگر متوقف شدن جنگ را هم قبول نداشتند.
فـرمـانـدهـان ارتـش و سـپـاه خـدمـت امام (ره ) رفتند، من هم بودم ، يك جـلسـه طـولانـى تـشـكيل شد. فرماندهان گفتند: اگر حاكمان بغداد مـطـلع شـونـد كـه مـا وارد خـاك عـراق نـمـى شـويـم ، بـا خـيـال آسـوده عليه ما شرارت خواهند كرد. منطق جنگ اين نظر را نمى پسندد. امام (ره ) مسائل انسانى را مطرح مى كردند و مى گفتند: اگر بـه مـردم عـراق آسـيـب بـرسـانـيـم ، بـراى آن هـا مـشـكـل خـواهـد شـد. امام (ره ) تا آخر اين موضع را حفظ كرده بودند. وقتى كه عراق شهرهاى ما را با بمب و موشك مى زد، امام (ره ) اجازه نـمـى دادنـد مـا هـم شهرهاى عراق را بزنيم . وقتى ديدند عراق دارد خـيـلى شـرارت مـى كـنـد، اجـازه دادنـد، ولى گـفـتـنـد: شـمـا بـايـد چهل و هشت ساعت قبل اعلام كنيد تا هر كس مى خواهد، از شهرها بيرون برود.
از ايـن رو، ايـن حـرف كـه گـفـتـه مـى شـود بـه مـا پـول پـيـشـنـهـاد دادنـد، درسـت نـيست هيچ پيغامى در اين زمينه به ما نـرسـيد. غير از امام (ره ) هر كس ديگرى نمى توانست سياستى بر جنگ حاكم كند. در قانون اساسى هم جنگ و هم صلح با رهبرى است و ايـن حـق امـام (ره ) بـود. ايـشـان اجـازه صـحبت كردن از صلح را نمى دادند، حرف امام (ره ) اين بود كه تا آخرين نفس مى جنگيم .(1)

 
|+| نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه 1388/07/02 و ساعت 17:54 | 
پرسش سوم

آيادفاع مقدس منجر به عقب ماندگى ايران گرديد؟

براى پاسخ به اين سئوال وجهت روشن شدن اذهان عمومى به ويژه نسل جوان لازم است بخشى ازثمرات دفاع مقدس رابه شرح زير موردبررسى قرار دهيم
الف ) دستاوردهاى داخلى
1) تثبيت انقلاب ,
يكى از ثمرات بزرگ دفاع مقدس , تثبيت انقلاب بود, يعنى در سايه جنگ بود كه انقلاب تثبيت شد و ضـد انـقـلاب هـا رانـده شـدند و نيروهاى وابسته به شرق و غرب كم كم شناخته شده , به دست نـيـروهـاى انـقـلاب از نـظـام كنار گذاشته شدند. مصداق بارز اين ادعا, روشن شدن شخصيت تـروريستى و ضد دينى گروهك مجاهدين خلق (منافقين ) براى ملت ايران بود كه درسايه جنگ محقق گرديد. در سايه جنگ ملت ايران بهتر از گذشته توانستند حق را از باطل , خودى را از غير خـودى تشخيص داده و در راستاى آفت زدايى انقلاب گام بردارند. و نتيجه اين هوشيارى تثبيت انقلاب بود.


ادامه مطلب
 
|+| نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه 1388/07/02 و ساعت 17:53 | 
پرسش چهارم

آيااستمرارجنگ بعدازفتح خرمشهربه مصلحت نظام بوديابه ضررنظام ؟

براى پاسخ به سؤال سعى خواهيم كرد استمرارجنگ را در ابعاد مختلف مورد نقد و بررسى قراردهيم .
1) هدف از تحميل جنگ به ايران
طـبـق بررسى هاى به عمل آمده و اعترافات فرماندهان حزب بعث و استراتژيست هاى كاخ سفيد, هدف ازتحميل جنگ به ايران موارد زير بوده است :
ـ نابودى انقلاب اسلامى و يا حداقل كنترل آن ,
ـ تشكيل عربستان بزرگ ,
ـ تصرف خوزستان و گرفتن كل شط العرب ,
ـ تسلط بر ذخاير عظيم نفت و گاز جنوب ايران ,


ادامه مطلب
 
|+| نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه 1388/07/02 و ساعت 17:52 | 
پرسش پنجم

آيا استمرار جنگ بدون نظر قاطع حضرت امام امكان پذير بود يا خير؟ به عبارت ديگر
آيـا اسـتمرار وتداوم جنگ آن گونه كه برخى مطبوعات مطرح كرده اند ـ به حضرت امام تحميلى بود يا خير؟

بـراى رسيدن به پاسخ اين سؤال نيز بايد به ابعاد مختلف استمرار جنگ از ديدگاه شخص حضرت امام و ديگرمسئولان نظام و دفاع مقدس پرداخت .


ادامه مطلب
 
|+| نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه 1388/07/01 و ساعت 17:50 | 
    کلیه حقوق این وبلاگ برای شهدا و جانبازان عزیز محفوظ است . در صورت استفاده از مطالب لینک فراموش نشود