تبليغاتX
شهدا پروانه های عاشق

شهید صادق هلیسائی

مهندس شهید صادق هلیسائی

برای اینکه از کلیه مطالب مربوط به این شهید استفاده کنید . به بخش ارشیو موضوعی مراجعه کره و روی نام این شهید کلیک کنید .

|+| نوشته شده توسط محمد در سه شنبه 1386/10/11 و ساعت 1:46 |  داغ کن - کلوب دات کام

شهید صادق هلیسائی 1

صادق در فروردین 1341 در اهواز به دنیا آمد . به علت موقعیت شغلی پدرش به تهران آمدند . دوران ابتدایی و راهنمایی را در تهران گذراند . سپس به دلایلی مجددا به اهواز بازگشت و در هنرستان رشته راه و ساختمان را برگزید و دیپلمش را در این رشته اخذ کرد .

صادق وقتی که بچه بود ، وقت اذان که می شد می رفت پشت پنجره و شروع به اذان گفتن می کرد . هنوز به سن تکلیف نرسیده بود که نمازش را در مسجد می خواند . بسیار متین و با وقار بود ، به طوری که وقتی با ما که خواهرهایش بودیم می خواست صحبت کند به صورتمان نگاه نمی کرد  . ذکر الحمدالله همیشه بر زبانش جاری بود . بسیار بر پرهیز از غیبت توصیه میکرد . خانواده اش را خیلی دوست می دات که حتی تحمل گریه دخترش را نداشت . خیلی زیبا قرآن تلاوت میکرد ، در ادای نماز شب مداومت داشت و در بین نقشه کشی و یا درس خواندن یا قرآن زمزمه می کرد یا نوحه می خواند . در کنار درس و کار بسیار به ورزش به ویژه فوتبال و کوهنوردی می پرداخت . خیلی حیا داشت . اهمیت فراوانی بر صدقه دادن قائل بود .

 

یکی از کارهای ابتکاری که صادق علاوه بر تمام فعالیتها و اقدامات مبارزاتی دیگر انجام می داد ، این بود که از آنجایی که زبان انگلیسی اش قوی بود ، اعلامیه های امام (ره) را ترجمه میکرد و در میان خارجی هایی که در اهواز بودند پخش میکرد .

|+| نوشته شده توسط محمد در سه شنبه 1386/10/11 و ساعت 0:45 |  داغ کن - کلوب دات کام

شهید صادق هلیسائی 2

خاله اش سه دختر داشت . زمانی که صادق می خواست ازدواح کند ، یکی از دختر خاله هایش را به او پیشنهاد کردیم . به قدری با حیا بود که نمی دانست کدام یک از آنها است . بعد از مطرح کردن ایشان ، با این وصلت موافقت کرد ، زمانی که قرار شد عقد کنند چون جنگ تازه شروع شده بود و اهواز به علت حمله عراق به صورت نیمه تعطیل در آمده بود همه چیز را برای مراسم از تهران تهیه کردیم . همه برادران سپاه دعوت شده بودند . قبل از هر چیز نماز جماعت برپا و سپس مراسم عقد برگزار شد .

|+| نوشته شده توسط محمد در سه شنبه 1386/10/11 و ساعت 0:41 |  داغ کن - کلوب دات کام

شهید صادق هلیسائی 3

در سال 61 ، زمانی که در اهواز در سپاه شاغل بود با داشتن سه فرزند ، 15 روز از سپاه مرخصی گرفت تا برای کنکور آماده شود . آزمون داد و در رشته معماری دانشگاه شهید بهشتی قبول شد . سر کلاس هم شاگرد نمونه بود و بهترین نمره ها را می آورد . حتی کارهای تحقیقاتی بسیاری را به صادق محول می کردند . از جمله طراحی و نقشه برداری مدرسه عالی شهید مطهری .

زمانی که در دانشگاه بود خیلی دغدغه داشت که نمازخانه و مسجد دانشگاه را فعال کند .

همزمان با تحصیل در دانشگاه در مدرسه هم تدریس می کرد . بعضی اوقات هم با ماشین شخصی اش به مسافر کشی می پرداخت . یک مدتی هم اوایل انقلاب در مقابل دانشگاه تهران کتابفروشی دایر کرده بود با حقوق شش هزار تومانی هم در دانشگاه درس می خواند و هم خانه می ساخت و هم خانواده اش را اداره می کرد .

در یادگیری درسهایش خیلی زرنگ و دقیق بود و همیشه می گفت : خواهرمن ! درس را باید سر کلاس از استاد یاد گرفت ، اگر این گونه شد دیگر نیازی نیست که بعدا به خودت زحمت بدهی . فقط کافیست یک مرور ساده انجام دهی .

اسم اصلی اش کوروش بود . یک روز که کتابهای درسی اش را نگاه میکردیم . دیدم که با خودکار قرمز بالای صفحه نوشته است ( البته قبل از شهادت ) شهید صادق هلیسائی !

متوجه شدیم که نام صادق را بیشتر دوست دارد . نام فرزندانش هم زمانی که در منطقه بود در خواب به او الهام شده بود . مثلا وقتی دخترش – کوثر – می خواست متولد شود در خواب دیده بود که سوره کوثر را می خواند ، در همین حین حضرت زهرا (س) بر او وارد شده بود . بدین ترتیب اسم دخترش را کوثر گذاشت .

|+| نوشته شده توسط محمد در سه شنبه 1386/10/11 و ساعت 0:41 |  داغ کن - کلوب دات کام

شهید صادق هلیسائی 4

یک شب که نماز شب می خواند ، وقتی که به سجده می رود حس میکند که فردی نورانی سوار بر اسب در هاله ای از نور وارد خانه می شود . همین که خواسته بود سر از سجده بردارد ، آن آقا دستش را پشت سر او گذاشته بود و گفته که لازم نیست بلند شوی ، فقط تا می توانی سجده ات را طولانی کن ! این کلام را سه بار تکرار کرده بود .

|+| نوشته شده توسط محمد در سه شنبه 1386/10/11 و ساعت 0:40 |  داغ کن - کلوب دات کام

شهید صادق هلیسائی 5

در آغازین روزهای تاسیس سپاه پاسداران صادق با شوق زائد الوصفی به عضویت سپاه در آمد . در همان ابتدای ورود مسئول ناحیه دو مقاومت بسیج در اهواز ، سپس مسئول دفتر فرماندهی سپاه اهواز و بعد فرمانده سپاه اهواز شد . همچنین از مسئولیت های بعدی اش فرماندهی مرکز پیام تیپ امام حسن ( ع ) بود . فعالیت اصلی اش عضویت در گروه مهندسی – رزمی قرارگاه خاتم الانبیا بود . البته در عملیات های متعددی هم شرکت داشت از جمله طریق القدس ، بیت المقدس ، والفجر مقدماتی ، کربلای چهار و .... و در عملیات کربلای پنج هم به عنوان نیروی رزمی شرکت کرد و به همراه برادرش شهید شدند .

|+| نوشته شده توسط محمد در سه شنبه 1386/10/11 و ساعت 0:37 |  داغ کن - کلوب دات کام

شهید صادق هلیسائی 6

قسمتی از وصیت نامه شهید صادق هلیسائی

اینجانب صادق ( کوروش) هلیسائی وصیت میکنم پدر و مادرم و همسرم و فرزندانم را تقوای الهی و صبر و مقاومت در مقابل مصائب و مشکلات که اینها چیزی نیستند جز آزمایشات الهی . از همسر بسیار خوب و مهربانم می خواهم که در تربیت فرزندانم منتهای سعی و کوشش خود را نبذول دارد و آنها را با اسلام و دیانت آشنا سازد و همواره پیرو ولایت فقیه باشد .

اکنون بنا به فرمان حضرت امام بودن در جبهه واجب می باشد و من نیز جهت ادای تکلیف خود این راه را انتخاب کردم . زندگی دنیا در مقابل آخرت ارزشی ندارد ( الدنیا مزرعه الاخره ) . بدانید که تمامی انسانها روزی از این جهان خاکی رخت برخواهند بست و به دیار جاوید خواهند شتافت . پس چه خوش است که انسان با اعمال شایسته و صالح آخرت خود را اصلاح کند و فریب این دنیای فانی را نخورد و چه خوش است که این مرگ و انتقال در راه خدا انجام گیرد و برای رضای او فعلیت پذیرد ........

|+| نوشته شده توسط محمد در سه شنبه 1386/10/11 و ساعت 0:36 |  داغ کن - کلوب دات کام
    کلیه حقوق این وبلاگ برای شهدا و جانبازان عزیز محفوظ است . در صورت استفاده از مطالب لینک فراموش نشود