تبليغاتX
شهدا پروانه های عاشق
جایگاه زن در بینش اسلامی

شخصیت زن را می توان در چند دوره بررسی و مطالعه کرد و آنگاه نتیجه گرفت که اسلام چه جایگاهی را برای زن در جامعه در نظر گرفته است . به گونه ای که تمام آن جهات را به خوبی می توان در شخصیت منحصر به فرد حضرت صدیقه طاهری (س) مشاهده کرد . لذا این موضوع را در چند محور زیر مورد بررسی قرار می دهیم .

1- زن در جوامع غیر متمدن

زندگی و نقش زن در میان ملت ها و قبایل وحشی ساکن آفریقا و استرالیا و اقیانوسیه نسبت به مردان مانند زندگی و حیات حیوانات اهلی بوده است در میان انسانها . همان گونه که انسان براساس حس سلطه طلبی خویش همه چیز را برای خود و در خدمت خود می طلبیده است ( از قبیل تملک حیوانات و تصرف در آنها به نحوه دلخواه خود و در راه دفع نیازهایش به گونه ای که از مو و پشم و گوشت و استخوان و خون و پوست و شیر آنها استفاده نموده و در باربری و زراعت و صید از آنان بهره برداری می کرده است ) ، برای زن نیز در چنین جوامعی هیچ گونه حق حیات در نظر گرفته نشده بود . زیرا حیات زن را تابعی از حیات و زندگی مرد و وابسته به او می دانستند و در این جوامع زنان طفیلی وجود مردان تلقی می شدند . در چنین جوامعی مردان حق فروش زنان یا بخشیدن آنان را به خود می دادند و چنین زنانی تا وقتی که در منزل پدر بودند می بایست تابع محض او بوده و در خانه شوهر نیز تابع محض شوهر .

2- زن در جوامع متمدن قبل از اسلام

مقصود از ملل متمدن ملتهایی هستند که براساس آداب و رسوم ملی ، که به شکل موروثی در میانشان حفظ شده است ولی در عین حال مبتنی بر کتاب و قانون نیست ، زندگی می کنند .

مانند چین ، مصر قدیم و ایران . قدر مشترک تمام این ملت ها نیز در این نکته نهفته است که زن استقلال و آزادی در اعمال و رفتار خود برخوردار نیست ، بلکه تحت ولایت و قیومیت قرار دارد و حق مداخله در مسائل اجتماعی و سیاسی و قضایی ندارد . وظیفه زن در چنین جوامعی مشارکت با مردان در تمام امور اقتصادی و معیشتی در پرداختن به امور منزل و فرزندان و اطاعت از مردان در تمامی اوامر و نواهی می باشد . گرچه زن در چنین جوامعی از رفاه و اسایش بیشتری برخوردار است . اما در عین حال از استقلال و حریت برخوردار نبوده است . مردان بدون محدودیت می توانستند ازدواج کنند و هر کدام را که نمی خواستند بدون عذر و دلیلی طلاق دهند . مرد پس از مرگ همسرش حق ازدواج داشت ولی زن پس از مرگ شوهرش حق ازدواج نداشت . البته این ویژگی ها در مناطق متفاوت بوده است .

3- زن در جواع عرب

اعراب نبز برای زن حق آزادی و استقلال و حرمت و شرافت قایل نبودند و زنان از ترث محروم بودند و براساس تعصبات جاهلی ف تولد دختر را برای خود شوم و عار می دانستند و از شدت خجالت و شرمندگی از قوم خود فاصله می گرفتند . اما از داشتن پسر مسرور و شادمان می گشتند و گاهی جنگجویان آنان برای الحاق پسری به خود با هم می جنگیدند . کما اینکه قرآن کریم به این حقیقت اشاره می نماید . " اذا بشر احدهم بالانثی ظل وجهه مسودا و هو کظیم " 1 . هر گاه به کی از آنان ( مشرکان) بشارت فرزند دختری داده می شد ، چهره اش سیاه می گشت و (به ناچار) خشمش را فرو می برد .

4- زن در جامعه اسلامی

اما اسلام زن را به گونه ای معرفی کرد دنیا تا آن زمان او را نمی شناخت و از عهده درک آن بر نمی آمد و لذا با مخالفت شدید مواجه شد . اسلام هویت زن و مرد را در انسانیت آنان خلاصه می کند و ذکوریت و انوثیت را که از تفاوتهای فیزیکی و جسمانی است در هویت منطقی آنان جای نمی دهد و هیچ کدام را بر دیگری برتر نمی بیند مگر براساس شاخص تقوا . " یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکرو انثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عندالله اتقیکم " 2 . و در آیه دیگر فرمود : " انی لا اضیع عمل عامل منکم من ذکر او انثی بعضکم من بعض " 3 .  ایم آیه شریفه تصریح می فرماید که هیچ گونه سعی و تلاشی نزد خداوند تبارک و تعالی بی پداش نمی ماند و در مقام بیان این دلیل می فرماید : زیرا بعضی از شما از بعضی دیگر است . یعنی در اصل و نسخه هیچ تفاوتی بین مرد و زن وجود ندارد . مرد و زن می توانند در پرتو عمل صالح به حیات طیب دست پیدا کنند و مدارج ترقی و کمال را تا سر حد عصمت طی نمایند .

پس موفقیت اجتماعی زن مسلمان از نظر تدبیر شوءون زندگی و کار ، با مرد تفاوتی ندارد ف زن هم استقلال و ازادی در در بعد انسانی ، عملی و اقتصادی برخوردار است و هم حق مالکیت او به رسمیت شناخته شده است . کما اینکه فرمود : " لها ما کسبت و علیها ما اکتسبت " 4 .

سنت و سیره پیامبر گرامی اسلام (ص) در برخورد با خدیجه کبری (س) و فاطمه (س) نیز شاهد کرامت زن در جامعه است . زندگی سراسر افتخار فاطمه سرمشق جامعه و زیبایی برای زنان و مردان کمال جو و با فضیلت است . چرا که در وجود او اندیشه ای مترقی ، پاک منشی ، فضیلت و پرهیزکاری وصف ناپذیری ترکیب یافته و یک بانوی اسمانی با علی ترین سجایای انسانی پدید آمده است .

5- فاطمه زهرا (س) نمونه انسان کامل

او بانوی نمونه ، دختر نمونه ، مادر نمونه و انسان نمونه ای است که باید همه بانوان فضیلت طلب درس انسانیت ، آیین همسرداری و شیوه تربیت فرزند و مبارزه برای آزادی و عدالت را در مکتب وی بیاموزند . او شخصیت و عظمت زن را در تجملات زندگی و جامه های الوان نمی دانست بلکه برترین زینت زن را "آگاهی و معنویت ، تربیت فرزندان شایسته " می دانست .

خدای فاطمه در یک جمله کوتاه او را چنین معرفی می کند : " یا احمد لولاک لما خلقت الافلاک ولو لا علی لما خلقتک و لو لا فاطمه لما خلقتکما " 5 .

ای پیامبر ! اگر نبودی جهان را نمی آفریدم و اگر علی نبود تو را نمی آفریدم و اگر فاطمه نبود شما دو تن را نمی آفریدم . پیامبر اسلام (ص) در حدیث دیگری می فرمایند : " یا سلمان ! حب فاطمه ینفع فی مائه من الموطن الموت و القبر و المیزان و المحشر و الصراط و المحاسبه "

ای سلمان ! محبت فاطمه در چند جا به انسان سود می بخشد که آسانترین آنها در آستانه مرگ ، قبر ، میزان ، محشر ، صراط و به هنگام حسابو کتاب است .

 

پی نوشت ها :

1- سوره نحل ، آیه 59

2- سوره حجرات ، ایه 13

3- سوره آل عمران ، ایه 195

4- سوره بقره ، ایه 286

5- الجنه العاصمه

با تشکر فراوان از حمید عبداللهیان شاهرودی

 
|+| نوشته شده توسط محمد در سه شنبه 1387/07/09 و ساعت 17:58 | 
نقش ممتاز زن در جامعه

محبت از فطرت های موجود در نفس انسان است که به " خود پرستی " و " دیگر دوستی" تقسیم می شود . در داشتن درک واقعی از هر فطرتی باید آن را با توجه به جایگاه اخص آن در مرتبه اول و جایگاه ممتاز یک موجود در مرحله دوم بررسی کرده و درباره آن بیندیشیم .

بهره گیری زن از فطرت "حب" و درک صحیح از ان در گرو این است که چگونگی رابطه فطرت حب را با جایگاه اخص و ممتازش مورد بررسی و توجه قرار دهد . جایگاه اخص زن به عنوان انسان این است که در مرتبه روح انسانی دارای اختیار ، اراده آگاهانه و عقل ، فطرت خداگرایی ، مطلق گرایی و نهایت طلبی است . وظیفه ارادی او با توجه به این جایگاه این است که براساس درک صحیح عقلانی و با توجه به خداگرایی ، خواسته ها و فطرت ها را هدایت کند و به ابعاد وجود خود رنگ توحیدی ببخشد ، تا به حیات طیب انسانی نائل آید .

 

جایگاه ممتاز زن

جایگاه ممتاز زن به عنوان وجود انسانی اش ، پرورش و تربیت انسانی است . زن مربی انسان است اما نه مربی و معلمی که فقط القای سخن کند و مطلب را برای متعلمش بیان سازد خواه آن سخن اثر بگذارد و یا نگذارد . چنین تعلیمی کاری آسان بوده و چنین مربی وظیفه ای جز القای مطالب و فهماندن آن به دانش آموز را ندارد . بلکه زن به عنوان مادر تمام خصایص و مراتب وجودی اش را به طور طبیعی به کودک منتقل می کند و کودک در حالی که جنین است و در حالی که شیر می نوشد ف ناچار از پذیرش خوی و طبیعت و صفات اخلاقی از مادر است .

 

خصوصیات روحی زن

دیگر خواهی و دلبستگی به غیر جهت غلبه عواطف روحی زن ، حس کنجکاوی و احیانا مداخله در امور دیگران ، مهم بودن ازدواج ، و محبت و علاقه و پیوند قلبی به دیگران ، از جمله خصوصیات روحی زن می باشد . یعنی وقتی زن می خواهد با تمام وجود ف خود را وقف دیگران نموده و در این راه از همه چیز بگذرد ، در مقابل انتظار دارد که دیگران نیز او را دویت بدارند و به او توجه داشته باشند و لذا اگر علاقه و محبت او با پاسخی شایسته از طرف مقابل همراه نگردد ، این امر سبب انکسار قلبی او شده و مایه تالم خاطر او می گردد . در مورادی که زن از محبت و توجه شوهر مورد علاقه اش نسبت به خود مطمئن است حاضر است بسیاری از کمبودها و محرومیت ها را با طیب خاطر بپذیرد و دم نزند ، اما وقتی چنان اطمینان و اعتمادی در کار نیست و زن از ناحیه شوهر خویش در رنج و عذاب دائمی است و عشق و محبت و عاطفه خود را در حق شوهر ، ضایع شده می بیند ف در این صورت به بهانه های مختلف عدم رضایت خود را اظهار می دارد .

 

نقش حساس زن در خانواده و جامعه

یک زن قبل از همه چیز باید به شناخت واقعی از خود و حالات و خصوصیات روحی خود دست یابد تا بتواند به درک موقعیت خویش نائل آمده و در تکامل شخصیت خود و ادای وظیفه و مسئولیت خویش نسبت به اجتماع گام مثبت و موثری بردارد . می توان گفت که روح زن با تمام عظمت های خدادای و مواهب فطری که دارد بسان یک گنج نامکشوفی باقی مانده که در زیر خروارها غفلت و فراموشی مدفون شده است و عجیب اینکه حتی او برای خود نیز نا شناخته مانده است . ناشناخته ماندن زن برای خود گاهی سبب گردیده است که به آسانی گوهر گرانبهایی را که در اختیار دارد ، به علت بی خبری از ارج و ارزش آن ، از دست بدهد و در مسیر تکامل و تعالی در حالی که سرمایه درونی خود را باخته یا از آن بی خبر افتاده است ، با شکست و رکود مواجه گردد . بدون تردید زن برای جامعه انسانی در حکم منبع عاطفی و معنوی بس پرارجی است که اگر جامعه در جهت رشد و تعالی و اعتلای خود از این سرچشمه عواطف و معنویات استفاده شایسته ای به عمل نیاورد ، به جهت فقر عاطفی و معنوی به تدریج از محتوای انسانی خویش تهی شده و از ارزش های انسانی فاصله خواهد گرفت . همچنان که امروزه در جوامع غربی شاهد آن هستیم .

زن به علت دارا بودن استعداد فطری عاطفی و شدت و قوت دیگرخواهی به محور وارستگی روحی نزدیک تر و از قید امیال حیوانی و تمایلات غریزی آزادتر و به همان علت به محور معنویت نزدیک تر است .

 

جایگاه اخص زن و محبت

چگونگی اثر گذاری محبت و تاثیر آن بر جایگاه اخص زن ، با ادراکی گه از محبت داریم رابطه تنگاتنگ دارد . اگر زن بخواهد از فطرت محبت خویش بهره صحیح بگیرد ، چاره ای ندارد جز اینکه به آگاهی کافی از محبت نائل آید و تنها درک و شناخت عقلی است که او را به آن معرفت می رساند . در تجزیه و تحلیل محبت دو نکته قابل دقت است :

الف : تحقق محبت براساس اعتقاد به توحید

ب: کنکاش در محبت با توجه به جایگاه عام زن که عبارت است از عبودیت

در دیدگاه توحیدی ، نظام هستی و نظام حاکم بر جهان و انسان ، نظام محبت و دوستی است . همانگونه که می گوییم خداوند با علم و قدرت نامتناهی اش جهان و انسان را آفریده و آفرینش محکوم علم و قدرت است نه محکوم جهل و ضعف ، نیز می گوییم خداوند خلقت جهان و انسان را براساس محبت بنیان نهاده و آفرینش ، معلول حب و دوستی است نه بغض و دشمنی ، به عبارت دیگر چنانکه موجودات وابسته به علم خدا هستند ، به حب خدا نیز وابسته اند . پس موجودات آیه و نشانه حب خدا هستند ، دوستی و حبی که عین ذات اوست .

در نتیجه حب و دوستی در مرتبه اول امری وجودی و صفت مقابل آن یعنی بغض امری عدمی است و در مرتبه دوم حب خدا به اموری تعلق می گیرد که جنبه وجودی داشته باشند . پس حب خدا به جهل ، کفر ، ظلم و نقص تعلق نمی گیرد . در مرتبه سوم موجودات که محکوم به نظام حب و وابسته به مبدا حب ( خدای متعال) هستند ف از فرمان و خواست او خارج نمی شوند . در مرتبه چهارم وابستگی وجودی هر موجودی به خدا نشانه این است که محبوب حقیقی آنها خداست . در مرتبه پنجم نتیجه اخلاقی این مطلب که نظام حاکم ، نظام حب است ، این است که نگاه آمیخته به بغض نسبت به آفرینش و موجودات یا یک موجود از آن جهت که مخلوق خدست ، نگاهی غیر واقعی و دور از حقیقت است . در مرتبه ششم آنگونه که رابطه انسان با خدا از حیث وجودی و تکوینی رابطه حب است ، رابطه ارادی انسان با خدا نیز باید براساس حب باشد ، زیرا لازمه وجود نظام واحد در شعاع توحید ف هماهنگی بین نظام تکوینی و تشریع است . نظام ارادی باید تابع نظام موجود حاکم بر هستی موجودات باشد . اگر نظام حاکم بر هستی موجودات در آفرینش حب سات ، اگر رابطه بین هستی مخلوف و هستی خالق حب و دوستی است ، حاک بر نظام ارادی نیز باید حب باشد . و رابطه ارادی بین انسان و خدا باید رابطه بین محب و محبوب باشد . این هماهنگی بین تکوین و اراده ، رابطه بغض و دشمنی را نفی میکند .

در مزتبه هفتم ، از آن جهت که هستی هر موجودی شعاع و جلوه ای از حب ذات خدا می باشد . هر موجودی به طور ذاتی طالب حب خداست ، خدایی که به فرموده امام سجاد(ع "موجودات را از نیستی به هستی آورد و آنها را در راه محبت خود بر انگیخت " . نه تنها انگیزه عارضی ، که انگیزه هر موجودی خداست . در مرتبه هشتم ، راه کمال هر موجودی طریق محبت است و هرگز بغض در رشد و کمال ، اصل نیست . اگر چه بغضی که به محبت برگردد به طور غیر مستقیم ممکن است در شد نقش داشته باشد ف مانند بغض دشمنان خدا و بغض نسبت به آنچه خدا نمی پسندد . این نوع بغض شعاعی از دوستی خدا و خواسته های وی می باشد . حب نقش اصلی و اساسی در رشد و کمال انسان دارد و نقش بغض عرضی و تبعی است . وجود چنین بینش و درکی از محبت ، فطرت محبت را در جهت عالی انسان قرار داده و آن را با خواسته های روح الهی هماهنگ می نماید . به طوری که در اراده آگاهانه و اختیار انسان اثر مثبت می گذارد و با راهنمایی های عقل و دین ، نه تنها رنگ فضیلت می گیرد که فضیلت ساز می شود . علاوه بر این ، بین جایگاه اخص و جایگاه عام انسان هماهنگی به وجود می آورد .

 

نقش زن از دیدگاه امام خمینی (ره)

زن با تربیت صحیح خویش انسان را درست میکند و با تربیت صحیح خودش کشور را اباد می کند . بنابراین همه سعادت ها از دامن زن بلند می شود و زن مبدا همه خیرات است . زن یک همچون موجودی است که می تواند با یک قدرت لایزال ، یک قدرت شیطانی را بشکند . چنانکه زینب دختر فاطمه (س) در مقابل حکومت های جبار ایستاد و آن خطبه را خواند و آن حرف ها را زد ، زنی که در مقابل جباری ایستاد که اگر مردها در برابرش نفس می کشیدند همه را می کشت . نترسید و حکومت یزید را محکوم کرد و به روی فرمود "تو آدم نیستی" .

زن باید یک چنین مقامی داشته باشد و زن های عصر ما بحمدالله شبیه به همان ها هستند . در مقابل با مشت گره کرده ایستادند و در حالی که بچه ها به آغوششان بود به نهضت کمک کردند .

 

منابع :

1- جایگاه اخص و ممتاز زن / محمد رضا امین زاده

2- زن ریحانه آفرینش / بیانات امام خمینی (ره) پیرامون مقام زن

3- مجموعه مقالات اولین سمینار تشخص و منزلت زن در نظام اسلامی

 

با تشکر از خواهر محترم ، خانم نیره شجاعی

 

 
|+| نوشته شده توسط محمد در سه شنبه 1387/07/09 و ساعت 17:52 | 
    کلیه حقوق این وبلاگ برای شهدا و جانبازان عزیز محفوظ است . در صورت استفاده از مطالب لینک فراموش نشود