تبليغاتX
شهدا پروانه های عاشق

آسيب‌شناسي شيوه‌هاي ترويج فرهنگ ايثار و شهادت

در بررسي پديده‌هاي فرهنگي و اجتماعي بايد جستجوگر علتهاي پنهان و آشكار بود، اكتفا نمودن به يك علت، عمل ارزيابي و تحقيق را به سوي لغزش و خطا مي‌كشاند. در آسيب‌شناسي شيوه‌هاي ترويج فرهنگ ايثار و شهادت بايد تمامي عواملي كه مخل و محدود كننده فرآيند ارتباطي است بررسي و تجزيه و تحليل گردد. همچنين با درنظر گرفتن عوامل اقتصادي، فرهنگي و مسايل بين‌المللي كه مستقيم يا غير مستقيم بر ترويج فرهنگ ايثار و شهادت تأثير دارند مي‌توان به شناخت درست اثر اين مقوله رسيد.

بازتاب اين شناخت اگر در برنامه‌ها و راهكارهاي فرهنگ سازان لحاظ شود، جامعه هم از تأثيرات مثبت روحيه از خود گذشتگي(دور شدن از خودخواهي) برخوردار مي‌گردد، تأثيراتي كه در آن علاوه بر پاسداشت حرمت و قداست شهيد به شكل واقعي و حقيقي، شيوه‌هاي اشاعه فرهنگ ايثار و شهادت را از جنبه‌هاي منفي غلو، جعل و بعضاً غير منظقي بودن دور مي‌سازد و به تبع آن امكان بهره مندي جامعه از ذخاير معنوي و آثار وجودي فرهنگ ايثار و شهادت ميسر مي‌گردد.

همه ملتها به جانبازان و سلحشوران كشته شده، خود به ديده احترام مي‌نگرند و البته شيوه‌هاي اين تقدس گرايي و احترام مي‌تواند متفاوت باشد، اما نفس عمل يكي است. در كشور ما در اين چندين ساله آرام آرام شاهد كم رنگ شدن فرهنگ تكريم به شهدا و ايثارگران مي‌باشيم كه اين امر يك شبه يا به وسيله يك عامل به وجود نيامده قطعاً در فرآيند زمان و تحت تأثير عوامل فرهنگي، اجتماعي، سياسي، اقتصادي، همگام با تحولات جهاني در راستاي عملكرد ضعيف فرهنگ سازان حوزه ايثارگري و شهادت اين كم رنگي شكل گرفته است، در اين نوشته سعي شده به عوامل مؤثر در اين اتفاق اشاره شود.

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد در شنبه 1388/07/11 و ساعت 15:18 |  داغ کن - کلوب دات کام

عبادت در اسلام

عبادت و پرستش خداوند یكتا و ترك پرستش هر موجود دیگر،یكى از اصول تعلیمات پیامبران الهى است.تعلیمات هیچ پیامبرى از عبادت خالى نبوده است.

چنانكه مى‏دانیم در دیانت مقدسه اسلام نیز عبادت سرلوحه همه تعلیمات است.چیزى كه هست در اسلام عبادت به صورت یك سلسله تعلیمات جدا از زندگى كه صرفا به دنیاى دیگر تعلق داشته باشد وجود ندارد،عبادات اسلامى با فلسفه‏هاى زندگى توام است و در متن زندگى واقع است.

گذشته از اینكه برخى عبادات اسلامى به صورت مشترك و همكارى دسته جمعى صورت مى‏گیرد،اسلام به عبادتهاى فردى نیز آنچنان شكل داده است كه متضمن انجام پاره‏اى از وظایف زندگى است.مثلا نماز كه مظهر كامل اظهار عبودیت است،چنان در اسلام شكل خاص یافته است كه حتى فردى كه مى‏خواهد در گوشه خلوت به تنهایى نماز بخواند خود به خود به انجام پاره‏اى از وظایف اخلاقى و اجتماعى از قبیل نظافت،احترام به حقوق دیگران، وقت‏شناسى،جهت‏شناسى،ضبط احساسات،اعلام صلح و سلم با بندگان شایسته خدا و غیره مقید مى‏گردد.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد در جمعه 1388/04/19 و ساعت 8:21 |  داغ کن - کلوب دات کام

جنگ آرماگدون

                          آيا نام جنگ آرماگدون را شنيده ايد ؟!

                       مكتب صهيونيسم مسيحي

در اين شماره بنا داريم شما را با پديده اي به نام مكتب نو ظهور صهيونيسم مسيحي آشنا كنيم . طبق يك تعريف ، اين مكتب « پشتيباني مسيحيان از صهيونيسم » است و بر اساس طريق ديگر به معناي جنبشي ملي است با هدف پشتيباني از ملت يهود براي باز گشت آنان به فلسطين و حاكميتشان براين سرزمين كه با هر كسي كه از اسرائيل انتقاد كند و يا با آن دشمني ورزد به مخالفت بر مي خيزند .

كشيش « جري فال ول » از بانيان اين مكتب معتقد است : « هر كس واقعاً به كتاب مقدس ايمان داشته باشد ، مسيحيت و كشور نو ظهور اسرائيل را به گونه اي جدا ناپذير و مرتبط با يكديگر مي بيند تاسيس كشور اسرائيل در سال 1948 م ، از ديد هر مسيحي كه به كتاب مقدس ايمان دارد تحقق يافتن پيشگويي هاي دو عهد قديم و جديد است »

بر اساس آموزه هاي اين جريان در آمريكا وانگليس ، حمايت همه جانبه عقيدتي و سياسي از صهيونيسم بر پيروان اين مكتب واجب است و معتقدند كه پيروان كليساي پروتستان براي ظهور دوباره مسيح بايد چند خواسته او را كه در تفاسير انجيل در قرن بيستم ميلادي ( در پيشگويي هاي انجيل ) بيان شده ، عملي نمايند كه در ادامه به اين خواسته ها اشاره خواهيم كرد .

با بررسي اين مكتب مشخص مي شود كه آنان از دو آبشخور تغذيه مي شدند : جريان پروتستانيسم و جريان پيوراتانيسم .

مهم ترين ديدگاه جريان پروتستانيسم عبارت است از بي ايماني به بهشت و جهنم و اعتقاد به بهشت و جهنم زميني آن هم در پايان تاريخ كه درواقع يهوديان به دنبال آن هستند و اين كه آنان ــ يهوديان ــ قوم برگزيده ، خويشاوندان مسيح و فرزندان خدا هستند و ديگران از آنان ارتزاق مي كنند .

اما ديدگان جريان دوم يعني مكتب پيوراتانيسم كه يهوديان انگليسي پيروان آن هستند آمريكا را منشا ارض موعود مي دانند و به آموزه هاي تورات و زمينه استقرار آن اعتقاد دارند . مطابق اعتقادات بيان شده حوادثي بايد به وقوع بپيوندد تا مسيح دوباره ظهور كند و پيروان اين مكتب وظيفه دارند به اين حوادث سرعت ببخشند . حوادثي كه بايد توسط آنها عملي شود عبارتند از :

1 ـ يهوديان از سراسر جهان بايد به فلسطين آورده شوند و كشور اسراييل در گستره اي از رودخانه نيل تا فرات بوجود آيد و يهودياني كه به اسراييل مهاجرت نمايند اهل نجات خواهند بود .

2 ـ يهوديان بايد دو مسجد اقصي و صخره را در بيت المقدس منهدم كنند و به جاي اين دو مسجد مقدس مسلمانان ، معبد بزرگ را بنا نمايند .

3 ـ روزي كه يهوديان مسجد القصي و مسجد سخره را منهدم كنند ، جنگ نهايي مقدس ( آرماگدون ) (1) به رهبري آمريكا و انگليس آغاز مي شود و تمام جهان نابود خواهد شد .

4 ـ روزي كه جنگ آرماگدون آغاز شود ، تمامي مسيحيان كه به دنبال عملي نمودن خواسته هاي مسيح هستند در اين جنگ مقدس شركت مي كنند . آنها مسيح را خواهند ديد و توسط يك سفينه عظيم از دنيا به بهشت منتقل مي شوند و از آنجا همراه مسيح نظاره گر نابودي جهان خواهند بود .

5 ـ در جهان آرماگدون زماني كه ضد مسيح ( دجال ) در حال دست يابي به پيروزي است ، مسيح ظهور خواهد كرد و او را شكست مي دهد و حكومت جهاني خود را در بيت المقدس بر پا خواهد ساخت و معبدي را كه به جاي مسجداقصي و صخره توسط مسيحيان و يهوديان قبل از آغاز جنگ ساخته شده ، محل حكومت جهاني خود مي كند .

6 ـ دولت صهيونستي اسراييل با كمك آمريكا و انگليس و مسجداقصي و مسجد صخره را نابود خواهد كرد و معبد بزرگ به دست آنان در اين مكان ساخته خواهد شد و اين رسالت مقدس بر عهده اي آنها ست .

7 ـ اين حادثه پس از سال 2000 ميلادي حتماً اتفاق خواهد افتاد .

8 ـ قبل از جنگ آرماگدون ، رعب و وحشت جامعه آمريكا و اروپا را فرا خواهد گرفت.

9 ـ قبل از ظهور دوباره مسيح ، صلح در جهان هيچ معنايي ندارد و مسيحيان براي تسريع در ظهور او بايد مقدمات جنگ را فراهم كنند .

10 ـ در اين جنگ مقدس ، دولت انگليس همكار آمريكا خواهد بود . (2)

در اين زمينه رهبران و نويسندگان پيرو مكتب صهيونيسم مسيحي ، كتابها و فيلمهاي متعددي به چاپ رسانده و نام آنها را « كتابهاي آرماگدون » گذاشته اند .همچنين ساخت فيلم سينمايي « آرماگدون » و « محاصره » در اين راستاست . آنها جنگ آرماگدون را « جنگ فرات » نيز ناميده اند و معتقدند پيش از ظهور حضرت مسيح ( ع ) جنگ هسته اي شعله ور خواهد شد به طوري كه در جريان آن سه ميليارد انسان جان خود را از دست خواهند داد .

در حال حاضر1400 مركز ديني ، 400 ايستگاه راديويي ، شبكه هاي مختلف تلوزيوني و 1200 جنبش افراطي ، 80000 كشيش مسيحي و سياست مداراني مثل كارتر ، ريگان ، بوش و در آمريكا مبلغان اين تفكرند .

با حذف رقيب سنتي مكتب دموكراسي يعني كمونيسم از عرصه رقابتهاي ايدئولوژيك و پايان جنگ سرد ، تئوري هايي مانند جنگ جهاني چهارم توسط تئوري پردازان آمريكايي از جمله اليوت كوهن و جيمز ولسي و نيز تئوري پايان تاريخ فرانسيس فوكوياما ، تئوري جنگ تمدن هاي سامئول هانتينگتون و مطرح شد . در حقيقت هدف اصلي آمريكايي ها ، ايجاد نظم تك قطبي و سلطه بلا منازع بر دنياست . جيمز ولسي رئيس اسبق سازمان

C.I.A آمريكا ، اهداف جنگ جهاني چهارم را به شرح زير اعلام نموده است :

1 ـ انهدام و نابودي بي چون و چراي اسلام سياسي ، خواه مدل طالبانيسم و يا مدل حزب الله لبنان كه متاثر لز حكومت جمهوري اسلامي و خمينيسم باشد .

2 ـ تغيير مرزهاي كشورهاي اسلامي يا تجزيه آنها

3 ـ تغيير صورت بندي رژيم ها و حكومت هاي جهان اسلام

4 ـ دسترسي به ثروت و منابع عظيم نفتي

امروزه در كابينه جرج بوش صهيونيستهاي راديكالي حضور دارد كه جنگ صد ساله عليه اسلام را طراحي مي كنند و معتقدند كه با حمله به افغانستان ، اين جنگ را آغاز كرده اند . در اين طرح ، دين اسلام و همه دولت هاي اسلامي كه اسراييل از آنها مي ترسد دشمن تلقي شده اند . تناقض اصلي امروز در آمريكا اين است كه چگونه ممكن است داعيه داران يك حكومت سكولار با ايدئولوژي ليبرال دموكراسي مدعي زمينه سازي ظهور مردي شوند كه نه يك سكولار بلكه پيامبري الهي است . اين تناقض نشان دهنده نفوذ گروهاي صهيونست مسيحي در داخل آمريكا است . شايد چنين دست و پا زدن هاي آمريكا ، پايان قريب الوقوع اين دجال را نويد مي دهد . (3 )

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1ـآرماگدون در اصل « هارمجدو » و به معناي كوه « مجدو » است كه در شمال فلسطين اشغالي و در كرانه غربي رود اردن واقع شده است . بر اساس نگرش اعتقادي صهيونيست هاي مسيحي اين كوه مقر فرود آمدن مسيح موعود است بنا بر اين در صورت باز گشت بني اسراييل به ا رض موعود پس از يك دوره طولاني آوارگي ، مسيح دوباره ظهور مي كند .

2 ـ جنگ جهاني چهارم و تحولات آينده خاور ميانه ، گفتاري از حسن عباسي

3 ـ ماهنامه سراج بسيجي ، سال اول ، آذر 1382    

|+| نوشته شده توسط محمد در جمعه 1388/03/15 و ساعت 0:4 |  داغ کن - کلوب دات کام

ايمان و روحيه جنگي اساس پيروزي و شكست در جنگ ها

سر فرماندهي ارتش عراق در كنار 2 راه حل به كاربسته شده براي نگاهداري سربازان در خطوط مقدم نبرد ، راه حل سومي را نيز از همان ابتدا به كار بست تا بدين طريق ، كمبودهاي ناشي از فرار سربازان عراقي را جبران كند . سومين راه حل عراقي ها ، نگاهداري اجباري سربازان در يگان هاي رزمي تا پايان جنگ بود . به عبارت ساده تر ، در حالي كه سربازان ارتش ايران در تمامي سال هاي جنگ پس از اتمام 24 الي 28 ماه خدمت وظيفه و احتياط ، ترخيص شده و از خدمت نظام مرخص مي گرديدند ، سربازان عراقي مجبور بودند در تمامي سال هاي جنگ در خدمت ارتش عراق باقي  بمانند و تا پايان جنگ ، ترخيص سربازان عراقي از ارتش عراق مفهومي نداشت . نويسنده كتاب «حزب بعث وجنگ » در اين زمينه مي نويسد :  

« فرماندهان عراق در فاصله قبل از شروع جنگ تا پايان ، هيچ يك از سربازان  را از خدمت مرخص نكردند . بر همين اساس متولدين سال 1957 بيش از 12 سال در خدمت نظام باقي ماندند ! ولي در جمهوري اسلامي بسيج عمومي اعلام نشد و هيچ يك از متولدين ذخيره به خدمت احضار نشدند . حتي ترخيص از ارتش پس از خاتمه خدمت درطول جنگ ادامه داشت . لازم به تذكر است كه خدمت اجباري در عراق يك سال بيشتر از مدت خدمت در جمهوري اسلامي است . »

اسناد زير كه از سنگرهاي ارتش عراق طي عمليات هاي پيروز مندانه رزمندگان اسلام به دست آمده ، گوشه اي از معضل فرار سربازان و نظاميان ارتش عراق را در طي سال هاي جنگ نمايان مي سازد .

تخيلات صدام و حاميان او كه پيروزي را در چار چوب سخت افزارهاي نظامي و فيزيكي ميدان نبرد جستجو مي كردند و سوداي فتح 3 روزه خوزستان و سپس نابودي استقلال و حاكميت ملي ايران را در سر مي پروراندند ، سر انجام به آن جايي رسيد كه نه تنها با مقاومت مردم ايران  كه مورد محاسبه آنان قرار نگرفته بودند ، مجبور به خروج مفتضحانه از خاك ايران شدند ، بلكه تبعات تلخ اين تجاوز را طي سال هاي جنگ در خاك خود نيز لمس نمودند . در سال پاياني جنگ ، حاميان ابرقدرت صدام كه شكست او در جنگ برايشان محرز شده بود . با تزريق انواع كمك هاي نظامي ، سياسي ، اقتصادي ، فني و تبليغاتي به ياري او شتافتند و تمام تلاش آنان و نهايت سعي سردار قادسيه و سربازان او تنها منجر به آزاد سازي مناطق از دست رفته عراق طي سال هاي جنگ شد و بدين ترتيب علاوه بر اين كه دشمن در كسب اهداف اوليه تجاوز خود كاملاً ناكام ماند ، هزينه ي سنگيني را نيز بابت ايت تجاوز ناكام پرداخت نمود .

حاكميت سياسي ايران كه هدفش از ادامه ي جنگ ، باز پس گيري مناطق اشغالي ، تنبيه متجاوز و به شكست كشاندن او در عرصه هاي نظامي و سياسي بود ، درپايان اين جنگ طولاني و نفس گير با بهره گيري از روحيه ي عالي ايماني و ملي ملت ايران ، كاملاً به اهداف خود دست يافت .

اولاً در زمينه نظامي ، علاوه بر سد كردن و بيرون راندن قواي دشمن از خاك وطن ، در مقاطعي از تاريخ جنگ با در اختيار گرفتن مناطقي از خاك عراق چون جزاير استراتژيك و نفت خيز مجنون ، شهر و شبه جزيره فاو آب راه استراتژيك عراق در اروند رود و قطع ارتباط عراق با آب هاي آزاد ، تصرف حلبچه و تازيانه ي تنبيه ، تحقير ، شكست و شرمساري را بر گرده ي متجاوز فرود آورد و طعم تلخ شكست را به او چشانيد .

ثانياً ، با ورود به خاك عراق و تصرف برخي از مناطق استراتژيك اين كشور ، سر انجام جامعه ي جهاني و حاميان بين المللي صدام ، علي رغم ميل خود مجبور گرديدند قرار داد 598 را كه به دليل گنجاندن مفاد مورد نظر ايران در آن به مثابه ي يك پيروزي بزرگ سياسي براي ايران به حساب مي آمد . به تصويب برسانند . اين پيروزي با تصميم شوراي امنيت سازمان ملل در 18 آذر ماه 1370 كه عراق را رسماً به عنوان آغازگر جنگ به جهانيان معرفي كرد ، كامل تر شد .

ثالثاً ، رهبر عراق كه با ملغي كردن قرار داد مرزي 1975 الجزاير كه موارد مهمي چون تقسيم راه آبي اروند رود در آن قيد شده بود ، جنگ را آغاز كرده بود ، 2 سال پس از امضاي آتش بس ، در 23 مرداد ماه 1369 طي نامه اي رسمي به رييس جمهور ايران آيت الله هاشمي رفسنجاني ، مجدداً معاهده 1975 الجزاير را مي پذيرد . و بدين ترتيب سر انجام طولاني ترين جنگ قرن بيستم با رهبري بي نظير امام خميني (ره) و حضور داوطلبانه و عاشقانه مردم به پيروزي مدافعان با ايمان و با روحيه ي ايراني در مقابل خصم قوي و لجوج و حاميان قدرتمند او مي انجامد و از دل اين پيروزي توفيقات و تجربيات بسياري درزمينه هاي دفاعي ، نظامي ، انساني و نه تنها براي ملت ايران بلكه براي ساير ملل آزاده برون مي تراود كه در جاي خود بايد به طور مشروح به آن پرداخت .

|+| نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه 1388/03/14 و ساعت 23:55 |  داغ کن - کلوب دات کام

«اخلاق رزمندگي در ترازوي نقد»

دو «صحنه ي» نبرد را در ذهن خود مجسّم كنيد. در ابتدا جبهه اي را به طور فرضي در نظر بگيريد كه سربازان و ژنرال هاي شان متعلق به ايالات متحده ي آمريكا باشند. جنگ جوياني كه توسط «ستاد ارتش آمريكا» سازماندهي شده اند و خود را براي حمله به اهداف از قبل تعيين شده با دستور يكي از پرزيدنت هاي حاكم بر كاخ سفيد در واشنگتن آماده مي كنند. ساعاتي بيش به نبرد نمانده است. اين يانكي هاي فرضي مي توانند در هر جايي كه شما مي خواهيد مستقر باشند. در زمان هاي گذشته و اكنون كه راقم اين سطور در حال تنظيم سناريوي فرضي است. سربازاني كه مي توانند در «خليج خوك ها» باشند كه قصد دارند با كمك ناراضيان كوبايي با يورشي برق آسا قصد براندازي كاسترو و اشغال كشورش را در سر دارند. و يا آنهايي كه به پرواز در آمدند تا نخستين بمب هاي اتمي را بر سر مردم «ناكازاكي» و «هيروشيما» فرود بياورند. يا همين يانكي ها را در كوچه پس كوچه هاي شهر «آديس آبابا» ي سومالي و شهرهاي كاهگلي «افغانستان» و يا اصلاً بياييم استقرار حالاي آنها را بر روي عرشه ي ناوها و يا در پايگاه هاي اجاره اي كشورهاي همسايه عراق و يا در زير دريايي هاي مستقر در اقيانوس آرام و هند در نظر بگيريد كه قصد دارند در ساعت «صفر» به عراق هجوم برند. اهداف زياد مهم نيست! چون آمريكايي ها هميشه با سلاح هاي خود در حال نشانه روي به روي «بني بشر» هستند. مهم اين است كه «ساعات قبل» از جنگ سربازان «پنتاگون» در ذهن مجسم شود… . «چارلي» در ذهنش حرف هاي فرمانده اش را مرور مي كند كه مي گفت بايد به هر قيمتي كه شده هدف را نابود كرد! «نورمن» كه يك سرگرد و افسر با سابقه ي نيروي ويژه و هوابرد است مدام با خود حرف مي زند و ديوانه وار بر سر تيم هاي عملياتي فرياد مي زند. او مي گويد: نبينم هيچ پدر سوخته اي بدون فرمان من شليك كند!! «سروان ايستون» كه ماجراي كتك كاري ديشبش با سرگرد او را آزار مي دهد زير لب مي گويد: اي خوك كثيف! خفه شو!! در اين ساعات فرضي باقي مانده همه چيز «غير عادي» است. «سرجوخه راكي» ديوانه وار مي دَوَد و خود را به نفرات جلويي تيم عملياتي مي رساند. گلنگدن را مي كشد و اسلحه را روي شقيقه ي ستوان «جرج» مي گذارد،‌ نفس ها در سينه حبس مي شود. كاري از دست كسي ساخته نيست. جرج در «آدم كشي» خبره است. ولي او ترجبح مي دهد با يك حركت برق آسا و با قنداق تفنگش جرج را با صورتي خونين فرش زمين كند. همه از يكديگر هراس دارند و قبل از رسيدن به اهداف بيشتر به مجنونان شباهت دارند تا جنگجويان! و تو مپندار كه اين معدود صفات برجسته ي فرضي كه در جبهه يانكي ها بر شمردم محدود به اينهاست كه گفتم. چرا كه همه ي عالم و آدم مي دانند كه رفتار يانكي ها در پادگان ها و آسايشگاه هاي جمعي و مناطق مورد هجوم شان در آفريقا و كشورهاي خاورميانه اي به مراتب زشت تر و بدتر از آن چيزي است كه سينماي هاليوود و گردانندگانش به پرده ي سينماها كشاندند و … حال «جبهه اي ديگر» را در ذهن خود مجسّم كنيد كه رزمندگانش به «رهبري» و «ولايت امري» يك فقيه اسلام شناس مي جنگند. اينان بر و بچه هاي محلّه و شهر هاي خودمان در ايران هستند كه براي دفع تجاوز دشمن به خط تماس و نقاط مرزي گسيل شده اند. «ساعاتي» به نبرد نمانده است. «آرامش» خاصي بر بر و بچه ها حاكم است. اينجا آنقدر آرام است كه گويي اصلاً قرار نيست جنگي بزرگ در اينجا اتفاق بيافتد. انگار نه انگار كه قرار است همين آدم هاي صبُور و خندان، رزمندگان شجاع نبرد ساعات بعدي اين صحراي خشن باشند. همگي در حال «تفكرند». اينجا قبل از آن كه كوله پشتي هاي انفرادي پر از نارنجك، تي ان تي و سلاح هاي مدرن و اتوماتيك، آن گونه كه آمريكايي ها به خود مي بندند به چشم بيايد «كتاب هاي» دعا،‌ «دفتر» و «قلم» است كه چشم ها را خيره مي كند. گويي كلاس درس است كه در نخلستان داير شده است. از گوشه اي صداي ندبه به گوش مي آيد. و تو مپندار كه اين ندبه تفسيري بر ترس از جنگي است كه در اين جبهه اتفاق خواهد افتاد. چرا كه اينان حتي براي نام نويسيِ عبور از ميادين مين گشوده نشده ي احتمالي، «كالبدشان» را براي كوباندن مين ها و گشايش معبري براي عبور دوستان شان در انتظار مسابقه اند. اينجا هر چه بيشتر دقت كني تفاوت هاي رزمندگان و فرماندهان را كمتر مي يابي. هيچ علامت و نشاني براي تمايز در اين جبهه وجود ندارد. دنبال چه كسي هستي!؟‌ عزيزترين شان؟! اينجاست! هم او كه در اين ساعات مانده به عمليات بيشتر «نماز» مي خواند وزير سايبان آن درختِ نخل، سجده اش به درازا كشيده است. اينجا در اندرون همه ي اينان غوغايي است. آنها قبل از رو به رو شدن با دشمنِ «اصغر» به محاسبه اي «اكبر» نشسته اند. «حاسبوا قبل ان تحاسبوا» علي اكبر كريمي ……… يكي از اين رزمندگان است كه با غوغاي درون مي خوابد و صبحدم كه بر مي خيزد خود را «خواب نما» يافته است و خوابش را چنين به رشته ي تحرير در مي آورد: ……… آري! براي «علي اكبر»‌ ما، جنگ با دشمن «جهاد اصغر»‌ ي بيش نيست. از دغدغه هاي شب هنگامش پيداست كه به «جهاد اكبر»‌مي انديشد. هم او كه در عالم خواب با جناب «عزراييل» ملاقات نموده است. بر و بچه هاي جنگِ دوست داشتني ما اين چنين هستند. آنها همانند يانكي ها به «ساز وبرگ» نظامي نمي انديشند. چرا كه مي دانند در جبهه ي حق فرمانده هي كل، از آنِ خداي بزرگ است. «و ما رميت اذ رميت و لكن الله ما رمي» اينجا «جنگ» خود را به ضرورت بر «مجتبي»، «حامد» و «حاج حسين» تحميل كرده است. اينان اهل جهاد اند و تو مپندار كه «جهاد»‌ همان جنگي است كه آمريكايي ها از روي عرشه ي ناوهاي جنگي شان آغاز مي كنند و تا پايانش چون گُرگاني درنده و روبه صِفتاني زشت خُوي رُخ مي نمايانند. جهاد دري از درهاي بهشت است كه ابوابش بر روي سربازان زشت خوي آمريكا و اروپا مسدود است.
|+| نوشته شده توسط محمد در سه شنبه 1388/03/12 و ساعت 9:43 |  داغ کن - کلوب دات کام

انتظار مصلح، انسان صالح و روح مصلح

انتظار به چه معني است؟ انتظار اميد به آينده، مقاومت در ايمان و ايستادگي در برابر باطل و كوچك شمردن همه‌ي شكوت‌ها و بزرگي‌هاي ساختگي و پوچ، پيمودن راه براي برپايي حكومت عدل و پايداري در برابر همه‌ي كفرها و نفاق‌ها و ظلم‌ها و تجاوزها در خط خونين حماسه‌ها … است و انتظار، خروش علي (ع) و خون عاشورا و جاري امامت و مقاومت رزمندگان اسلام در همه‌ي جنبه‌هاي جهاني عليه استكبار و حكومت‌هاي جبّار و خون‌خوار عليه بشريت است. اين است معني انتظار. پيامبر (ص) در مورد انتظار چنين مي فرمايد: «اَفضَلُ اعمالِ اُمتي، انتظارُ الفَرجِ مِن اللهِ عزّوجّل ، بهترين اعمال امت من، انتظار رسيدن فرج است از نزد خداي عزيز و جليل» علي (ع) در اين باره به مومنين تعليم مي‌دهد و مي فرمايد: «اَفضَلُ عبادهِ المومن، انتظارُ فَرَجِ اللهِ ، بهترين عبادت مومن، چشم به راه فرج خدايي داشتن است.» منتظران در انتظار كسي هستند كه در او صفات و آثار و ويژگي‌هاي انبياء جمع شده است. هنگامي كه ظاهر گردد آن آثار در وي مشاهده مي‌شود و هر كس دوست دارد آدم شيث، نوح، ابراهيم، موسي، عيسي، داوود، سليمان، يوسف و … محمد (ص) را ببيند مي‌تواند آنان را در مهدي (عج) مشاهده كند. امام صادق (ع) انتظار مومن را اين چنين تعبير مي‌كند كه: «هر كس از شما كه منتظر قائم باشيد مانند كسي است كه در ركاب پيامبر (ص) شهيد شده باشد.» امر مهمي كه هر منتظري بايد متوجه آن باشد، كتاب خدا يعني قرآن كريم است. مهدي (عج) زنده كننده‌ي همه‌ي احكام قرآن است. انسان منتظر، همواره اين آرمان را در دل زنده نگاه مي‌‌دارد كه روزي با ظهور جهان‌گير مهدي آل محمد (ص) احكام قرآن در همه جا پراكنده مي‌گردد و قرآن در سراسر جهان حاكميت مي‌يابد و كتاب آسماني، برنامه‌ي زندگي همه بشر تلقي مي‌شود پس نتيجه مي‌گيريم كه توجه به قرآن و نورانيت و هدايت آن، جزو مسايل عمده‌ي انتظار مصلح است. شناخت امام و خط امام در دوران غيبت از صفات بارز انسان منتظر است . صادق (ع) فرمودند: «امام خود را بشناس! اگر امام را شناختي، چه ظهور زودتر اتفاق افتد يا ديرتر، به تو زياني نمي‌رساند.» در تعاليم انبيا سفارش شده است كه مومن منتظر در دوره‌ي غيبت، راه امامان (ع) را مي‌پيمايد و از احكام و تعاليم آنان بهره مي‌گيرد و با دوستان امامان دوست است و از دشمنان‌شان، تبّري مي‌جويد. انتظار مصلح، انتظار ظهور عدل است، عدل خدايي را و مظهر دادگري را در روح انسان مصلح مي‌بيند. جهاني شدن عدل از بديهيات انسان منتظر است. «او جهان را از عدل و داد پر مي‌كند همانگونه كه از ظلم و جور پر شده بود.» منتظران مهدي (عج) در طول تاريخ در ميدان‌هاي جنگ، در تبعيدها و زندان‌ها، در خون‌ها و حماسه‌ها و در فريادها و خروش‌ها، هميشه پيش‌گام بودند و از هيچ چيزي نهراسيدند، زيرا ارزش‌ انساني خود را در تعاليم اهل بيت جلوه‌گر ديدند. پيامبر (ص) در اين باره مي‌فرمايد: «خوشا به حال منتظراني كه به حضور قائم برسند، آنان كه پيش از قيام او نيز از او پيروي مي‌كردند و با دوستان او دوست بودند و با دشمنانش دشمني داشتند» انسان مصلح و منتظر، خوي و رفتار و اخلاق اسلامي دارد و اين امر در وجودش محسوس است. انسان‌هاي ديگر از عطر وجودش بهره‌مند مي‌شوند زيرا خود را منتظر مهدي (عج) مي‌داند. عصر انتظار، عصر آمادگي است. انسان هرگز غافل نمي‌شود. او تحول و دگرگوني را در خود شعله‌ور مي‌يابد. او هم آمادگي نظامي دارد و آمادگي فكري. جهان را جهان نبرد حق و باطل مي‌بيند و لحظه‌اي به خواب غفلت فرو نمي‌رود. اين ادعا را مي‌توانيم از سخن ارزشمند امام صادق (ع) و رييس مكتب تشيع دريابيم كه مي‌‌فرمايد: «براي خروج قائم بايد، هر يك از شما اسلحه تهيه كنيد. اگر چه يك نيزه. چون وقتي خداوند ببيند كسي به نيت ياري مهدي، اسلحه تهيه كرده، اميد است عمر او را دراز كند تا ظهور را درك نمايد و از ياوران مهدي باشد.» روزگار انتظار، هرگز روزگار سستي و غفلت نيست بلكه روزگار تكاليف فردي و اجتماعي است. روزگار رعايت قوانين دين است و بايد بگوييم، منتظر حافظ مكتب و رهبري و امامت‌ است. وقتي گفته مي شود منتظر، دين خدا را رعايت مي‌كند منظور انجام احكام دين، مبارزه با ظلم و امر به معروف و نهي از منكر و حضور در همه‌ي ابعاد وظايف فردي و اجتماعي است. مساله ديگر كه مسلمان منتظر بايد به آن اهميت بسيار بدهد و در تحقق و گسترش آن بكوشد عدل و احسان است. قرآن مي‌فرمايد: «اِنَّ اللهَ يأمُرُ بالعَدلِ و الاحسان» علامه مجلسي در بحارالانوار حديثي نقل مي‌‌كند كه وظيفه انسان صالح و منتظر را مشخص مي‌سازد وي حديثي از امام جعفر صادق (ع) نقل مي‌كند و سپس در شرح آن بيان مي‌دارد كه «در عصر غيبت در امر دين متزلزل نشويد و در مقام عمل حيرتي به خود راه ندهيد. در اصول و فروع دين به آنچه از امامان به دست شما رسيده اسن چنگ زنيد و عمل به دين را ترك نكنيد و از دين خدا روي نگردانيد تا زماني كه امام شما ظاهر گردد.» انسان صالح منتظر روح پارسايي، پايداري، زهد و بي‌نيازي را در خود تقويت مي كند. امام صادق (ع) در اين باره به ابوبصير مي‌فرمايد: «هان درباره خروج قادئم خيلي عجله داريد! به خدا سوگند او جامه مويين مي‌پوشد و نان جوين مي‌خورد، روزگار قيام او روزگار به كار بردن شمشير است و روزگار مرگ در سايه شمشير. او شبانگاهان به دردمندان و نيازمندان سرمي‌زند و روزها به نبرد در راه دين مي‌پردازد مانند اميرالمومنين … » درد آشنايان به همراه پيشواي خود به پا مي خيزند و جباران و ابرقدرتان را در پرتو ياري و نصر خدايي از ميان برمي‌دارند و خود مانند محرومترين محرومان زندگي مي‌كنند. خوراكي خشك و اندك مي خورند و جامه‌اي خشن و كم بها مي‌پوشند تا بدين وسيله محروميت را از جهان بردارند.دولت جهاني عدل به آساني تشكيل نمي‌شود. مهم انسان مسوول و منتظر و رنج‌هايش در خدمت مهدي (عج) براي تأسيس دولت جهاني او بسيار خواهد بود. مصلحان واقعي زمان و ياران صالح مهدي (عج) از قدرت‌هايي چون دعا و زيارت بهره مي‌جويند و در راه رسيدن به شناخت‌ها از آن استفاده مي‌كنند. زيرا در خلال جمله‌هاي دعاها و زيارت‌ها تعاليم سازنده ديني بسيار آمده است. امامان ما نيز چنين خواسته‌اند كه مردمان منتظر به هنگام خواندن دعاها و زيارت‌ها به آن دستورها و ارشادها توجه كنند و در حالات صفاي روحي آن تعاليم ناب را با گوش جان نور قلوبشان سازند و خود را چنان كه در گفتارها و سخن‌هاي متبرك آماده است بسازند مثلاً در زيارت مي‌خوانيم «و نُصرتي لَكُم مُعَدَّه … ، اي پيشوايان دين، من هميشه آماده ياري شما هستم.» اين سخن بايد به عمل درآيد. كساني كه به مقام والاي امام عصر (عج) ارادت مي ورزند و در اين ارادت ورزي صادق هستند و دوست دارند كه اهل كردار باشند نه گفتار بايد شادمان باشند و جوانان را در اين آمادگي‌ها تشويق كنند. همچنين در زيارت‌ها مي خوانيم «سِلمٌ لِمَن سالمَكُم و حَربٌ لِمَن حارَبَكُم، اي پيشوايان دين من در برابر هر كسي كه با شما از درِ اطاعت و تسليم درآمده است، در صلح و آشتي هستم و در برابر هر كس كه با شما جنگيده است در حال جنگم.» آيا وظيفه يك منتظر شيعه غير از اين است؟ اين‌ها تعاليمي است كه نبايد مورد غفلت هر كس كه در انتظار مهدي (عج) به سر مي‌برد بايد خود صالح باشد. قرآن مي‌فرمايد: «اَنَّ الارضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصالحون ، حكومت زمين سرانجام به دست بندگان صالح ما خواهد افتاد.» انسان سرگشته در آخر زمان كه از همه قدرت‌ها و مسلك‌ها و مكتب‌هاي بشري نااميد گشته است در طلب آرمان رهايي مي خروشد و در جستجوي پناه روحي و معنوي است. فروغ ازلي تابيدن مي‌گيرد و نور وجود، علم و هدايت به وسيله مهدي (عج) به خلق مي رسد، زيرا كه به احاديث بسيار ثابت شده است كه محمد و آل محمد (ص) علل غايي خلق و آفرينش هستند. با اعتقاد راستين و ايمان و يقين و ولاء و محبت و آگاهي و بصيرت و عمل صالح و خدمت به خلق بايد خود را براي مراحل مقدماتي آن حكومت آماده بود و براي فرج آل محمد و ظهور قائم موعود دعا كرد. زيرا دعا براي فرج مهدي (عج) دعا براي فرج و گشايش كار همه انسان‌ها و انسانيت‌هاست. و سرانجام بايد بگوييم مهدي (عج) خون‌خواه همه شهيدان تاريخ است. خدايا به ما توفيق ده تا منتظر واقعي آن امام زمان (عج) باشيم. خدايا منتظريم او را از نهان جهان درآوري و دوران غيبت او را به پايان برساني تا بر كهن‌ترين معبد توحيد تكيه زند و بانگش را به همه ستمديده‌هاي بشري برساند. اَللهم اَرِنا الطَلعَه الرشيده و الغُرهٌ الحميده. اللهم اِنّا نَرغَبُ اِليكَ في دولهٍ كريمَه، تُعِ زُ بها الاسلامَ وَ اَهلَه … دكتر رمضان زين العابديني عضو هيأت علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد نوشهر و چالوس
|+| نوشته شده توسط محمد در یکشنبه 1388/03/10 و ساعت 15:56 |  داغ کن - کلوب دات کام

مرگ در جنگ و پايداري شعر ملل غير اسلامي

در شعر كشورهاي غير اسلامي به ويژه در شعر سده‌هاي اخير اين كشورها با دو نگرش كاملاً متفاوت نسبت به پديده‌ي مرگ در جنگ و پايداري روبه رو هستيم كه نگرش نخست از دريچه‌اي مثبت، آثار و جنبه‌هاي ناشي از مرگ، در جنگ و پايداري را مورد توجه قرار مي‌دهد. ديدگاه دوم نگرشي منفي است كه تنها به تبعات منفي ناشي از مرگ در جنگ و نيستي و نابودي‌هاي احتمالي آن نظر دارد. از آن‌جايي كه هر يك از اين دو نگرش به اشكال مختلفي در شعرهاي مقاومت جهان جلوه‌گر شده است لذا براي بررسي بيش‌تر به طبقه بندي آن‌ها در اين دو حوزه متفاوت پرداخته‌ايم. 1 ـ نگرش مثبت به مرگ در شعر ملل غير اسلامي: در اين نگرش اگر چه مرگ پديده‌اي مادي است و پايان خط زندگي مادي به شمار مي‌رود با اين وجود، اين شاعران براساس فرهنگ و مفاهيم پايداري جاري در جوامع خود، تنها جنبه مثبت مرگ و اثرات ناشي از آن را مورد نظر داشته و تلاش مي‌كنند در شعرهايشان با ارايه‌ي تصاويري حماسي از مرگ مبارزان و رادمردان عرصه‌هاي نبرد و استقامت، چشم انداز باشكوهي را از مرگ در جنگ و پايداري ارايه دهند كه به گونه‌اي مبين بازمانده‌هاي نگرش كهن و دوران اساطيري اين جوامع است. در اين نگرش با ارايه‌ي تصاويري شاعرانه‌ي مرگ و جاودانگي و ثبت صحنه‌هاي زيبا از مرگ اين قهرمانان، به غناي حماسي آثارشان افزايند. مرگ و رهايي: در اين حالت شاعر مرگ در جنگ را به عنوان پديده‌اي رهايي بخش تلقي كرده و به ترغيب و تشويق رزمندگان به مبارزه و دفاع در برابر دشمن متجاوز مي‌پردازد. مرگ و افتخار: از ديگر آثار و كاركردهاي مثبت مرگ در جنگ‌ها، افتخار و سربلندي است كه از اين رهگذر براي مبارزان و ملت‌شان پديد مي‌آيد. شاعران پايداري نيز با توجه به فرهنگ حاكم بر جامعه و افتخار حاصل از چنين مرگي، تلاش مي‌كنند تا اشعاري را در اندازه‌هاي اين افتخار و سربلندي بسرايند و برخورد سازنده و مثبتي با اين پديده داشته باشند. مرگ و پيروزي: شاعران اين حوزه به جاي پرداختن به جنبه‌هاي منفي مرگ و نابودي جنگ‌آوران در عرصه‌هاي نبرد و مقاومت، به پيروزي‌هاي حاصل از نبرد و ايستادگي آنان در برابر متجاوزان بيگانه اشاره مي‌كنند و نماهايي از اميد پيروزي و پيروزي آتي رزمندگان را به تصوير مي‌كشند. مرگ و ايثار: از ديگر جنبه‌هاي مثبت و سازنده‌ي مرگ در جنگ و پايداري، كه موضوع ايثارگري و جانبازي مبارزان عرصه‌هاي مقاومت است. هر چند كه تعبير شهيد و شهادت به مفهوم اسلامي آن در ميان ساير اديان و آيين‌ها وجود ندارد، اما تعبير شهادت را مي‌توان در شعر برخي از شاعران به ويژه شاعران مومن به اديان الهي يافت. 2 ـ نگرش منفي به مرگ در جنگ و پايداري: در اين نگرش، مرگ واقعيتي تلخ است كه دقيقاً داراي مفهومي به معناي نيستي و نابودي است و از آن‌جايي كه در اين نگرش، جهان و زندگي انسان، بر روي زمين تنها از بعد مادي مورد نظر است لذا به مرگ نيز به عنوان عاملي براي نابودي انسان و محو وي از صحنه‌ي زندگي نگريسته مي‌شود و از اين رو جنگ و مبارزه چه در صورت تجاوز و چه در حالت دفاع و پايداري در برابر دشمنان متجاوز، عاملي مرگ آفرين و مايه‌ي وحشت و نابودي است. تنها نكته‌ي مثبت موجود در اين حوزه، مرگ دشمن است كه از آن به عنوان مرگي پست و مايه‌ي سرشكستگي و بدنامي ياد مي‌شود هر چند كه به مرگ رزمندگان و قهرمانان ملي نيز به عنوان مرگي تلخ در شعرهاي اين ملل نگريسته مي‌شود و ميان نابودي دوست و دشمن در اين جنگ‌ها تفاوت چنداني قايل نيستند. اما مبين احساس و عاطفه‌ي اين سرايندگان و تنفر آنان از دشمن متجاوز و نيروهاي ستمگر بيگانه است اما از ديگر جنبه‌هاي نگرش منفي به مرگ در جنگ و پايداري كه به نوعي آزاردهنده‌ترين نگاه به اين موضوع مي‌تواند باشد، مرگ به مثابه‌ي فراموشي است. اين نگاه در نقطه‌‌ي مقابل ديدگاه مثبتي قرار دارد كه مرگ در جبهه‌هاي نبرد و مبارزه با دشمنان متجاوز را موجب جاودانگي نام و ياد رزمندگان مي‌داند اما ديدگاهي نيز وجود دارد كه مرگ را به مثابه‌ي خواب و آرامش و به نوعي رهايي از جهان پر بيم و هراس مي‌نگرد كه از اين رهگذر مي‌توان از آن به عنوان بهترين نحوه‌ي برخورد شاعران منفي‌گرا نسبت به مرگ در جنگ ياد كرد.
|+| نوشته شده توسط محمد در یکشنبه 1388/03/10 و ساعت 15:54 |  داغ کن - کلوب دات کام
    کلیه حقوق این وبلاگ برای شهدا و جانبازان عزیز محفوظ است . در صورت استفاده از مطالب لینک فراموش نشود