تبليغاتX
شهدا پروانه های عاشق

سردار شهيد علي اكبر پورقاسم

سردار شهيد علي اکبر پور قاسم در سال 1329 در يک خانواده ي زحمتکش در روستاي ماهفروجک از توابع شهرستان ساري به دنيا آمد. به دليل عدم امکانات مالي نتوانست راهي مدرسه شود و به همين دليل در کارهاي روزمره کمک کار خانواده اش بود. در سنين نوجواني با مراجعت به شهر به کار ساختماني روي آورد و به خاطر استعداد فراوانش توانست مهارت خوبي به دست آورد. 
وي در سال 1350 به خدمت سربازي رفت و مدت 2 سال در نيروي هوايي شيراز خدمت کرد و بعد از خدمت سربازي مجدداً به ساري برگشته و پس از شروع کار قبلي با گذشت چند ماه، با پيروي از سنت پيامبر اکرم (ص) ازدواج کرد. شهيد تحصيلات خود را بدون حضور در کلاس درس و به صورت متفرقه و غير حضوري تا پنجم ابتدايي ادامه داد. وي علاوه بر شرکت در کلاس درس با همکاري دوستانش بر عليه رژيم شاه با توزيع اعلاميه و جذب نيروهاي جوان و مذهبي، فعاليت داشت.
بعد از پيروزي انقلاب اسلامي به مدت 2 سال به عضويت کميته انقلاب اسلامي درآمد و با سامان گرفتن اين ارگان، به کار قبلي اش ادامه داد. روزهاي آخر شهريور سال 1359 با شروع جنگ تحميلي بدون درنگ دست از کار کشيده و با ثبت نام از طريق بسيج عازم جبهه شد و جزو اولين گروه اعزامي به جبهه غرب بود.
بعد از اتمام ماموريت 3 ماهه در کردستان منطقه (جوان رود) همان جا به عضويت سپاه غرب در مي آيد و با تاسيس پدافند سپاه و طي آموزش دوره تخصصي با اتفاق چند تن از برادران بسيج در همان منطقه انجام وظيفه مي کند و در اين مدت با توسل به خداي بزرگ و ائمه اطهار توانست دو فروند از هواپيماهاي عراقي که قصد تجاوز به حريم ميهن اسلامي مان را داشتند، شکار کند که خلبان يکي از آن ها به دست رزمندگان اسلام اسير مي شود. 
در سال 1361 با توجه به شور مذهبي اين سردار بي ادعا، تقاضاي انتقالي به قم را کرد تا در محضر علماي اسلام کسب معارف ديني کند و هم زمان در واحد عمليات لشکر 17 علي بن ابيطالب (ع) به عنوان فرمانده ادوات مشغول انجام وظيفه مي شود و با اعزام به منطقه در مرحله مقدماتي عمليات محرم شرکت کرده و با اصابت ترکش خمپاره به پايش براي مداوا به منزلش مراجعه مي کند. و از آن جايي که شور و حال و هواي جبهه را داشت نتوانست طاقت بياورد و مجدداً عازم منطقه مي شود. تا در مراحل بعدي عمليات حضور داشته باشد، در اين مرحله از عمليات نيز با اصابت تير مستقيم به صورت، پس از 16 روز بستري در بيمارستان به منزل انتقال داده مي شود.
اين سردار اسلام، سرانجام در عمليات خيبر در تاريخ 16/12/61 با اصابت ترکش از ناحيه سر به فيض عظماي شهادت نايل مي شود.
سردار شهيد علي اکبرپور قاسم در دفترچه خاطرات خود احساس خود را نسبت به امام (ره) اين گونه مي نويسد.
"بهترين احساس را نسبت به امام عزيز دارم که تا الان کسي نبوده آن گونه که امام هست او را تفسير کند، بعضي آمدند از امام تعريف هاي کردند ولي آن چه امام بوده و هست نگفته اند. توانستند جزيي از ايشان (شخصيت والاي حضرت امام (ره) بگويند. من ايشان را چيزي ديگري مي دانم و مي بينم و دوست دارم اين بزرگوار عالم تشييع را در حد والايش معرفي کنند."
فرازي از وصيتنامه شهيد:
"پدر و مادر عزيزم شما که براي من رنج ها و سختي ها کشيدند، خداوند در دنيا و آخرت به شما عزت و آبرو بدهد، مادر عزيزم من دنبال کسي هستم که قادر مطلق و ازلي و ابدي و توانا و دانا و صاحب زمين و آسمان باشد. ولي من گم شده ام را پيدا کردم که الله است و هم خوب رهي را انتخاب کردم. که بهترين راه، راه الله است از طريق قرآن و پيامبر (ص) تمام آن چه را خواستم پيدا کردم و تا آخرين قطره خونم در همين راه ايستادگي خواهم کرد.
مسووليت هاي سردار شهيد پورقاسم:
1 ـ فرمنده گروهان 1/9/59 1/5/60 
2 ـ فرمانده گروهان ادوات 2/7/60 22/9/61 
3 ـ فرمانده گروهان ادوات 15/8/62 6/12/62 
4 ـ مديريت داخلي لشکر 25 کربلا 21/1/62 22/12/62 

|+| نوشته شده توسط محمد در یکشنبه 1388/03/10 و ساعت 16:6 |  داغ کن - کلوب دات کام
    کلیه حقوق این وبلاگ برای شهدا و جانبازان عزیز محفوظ است . در صورت استفاده از مطالب لینک فراموش نشود