|+|
نوشته شده توسط محمد در یکشنبه 1388/03/10 و ساعت 16:29 |
دست نوشته محمّد قدرداني پاريزي
گزيده
اي از دفتر مناجات نامه شهيد محمّد قدرداني پاريزي
بسم
الله الرحمن الرحيم
قسمت
(1)
دوست
دارم كه در آخرين لحظات عمرم نداي الله اكبر بر زبانم باشد.
دوست
دارم كه بدنم سوراخ سوراخ و قطعه قطعه شود و در آخرين لحظات زندگيم آنقدر درد
بكشم، آنقدر خدايم را طلب كنم و آنقدر مهدي يا زهرا (ع) را صدا بزنم كه خداي من-
معبود من، آنكه جانم در يد قدرت لايزال اوست، ذره اي از گناهانم را بيامرزد.
دوست
دارم پس از آن جسدم بسوزد، خاكستر شود و بر باد رود چون عشق به گفته منصور حلّاج
چيزي غير از مردن، سوختن و خاكستر شدن و بر باد رفتن نيست.
قسمت
(2)
مادرم: تا آخرين لحظه حياتم
فراموشت نخواهم كرد. آن لحظه اي كه گفتي باز هم به جبهه خواهي رفت؟ و آنگاه كه من
گفتم آري، چون مجاهداني كه مال و جان و هستي خويش را در راه خدا ايثار مي كنند،
فرموديدكه« برو خدا پشت و پناهت.» مادر اين بزرگترين و بهترين كلام بود. اين، از
همه چيز گذشتن به خاطر خداست. مفهوم حقيقي ايثار ...
پدر
گرامي ام،بشارت مي دهم كه صبر و مقاومت شما كه هميشه آن را تقدير كرده ام، موجب
رضاي خداست. شما با مال و جانتان در راه خدا جهاد مي كنيد و خدا كالاي مؤمناني چون
شما را به بهاي بهشت خريدار است.
قسمت
(3)
آه نمي
دانم چگونه وصف كنم، چگونه بر كاغذ آورم آنچه را كه نوشتني نيست، گفتني نيست، لمس
كردني نيست، با چشم ظاهر ديدني نيست.چشم دل مي خواهد و آن نه هر دلي بلكه قلبي
عاشق و سوخته، قلبي كه لبريز از عشق به خالق است، قلبي كه با خوف از خدا مي تپد.
آن بدن سوخته را حس مي كندكه حركاتش بخاطر خداست. و نيمه هاي شب در خلوت عشق در
كنج مسجد ويا در خلوت صحراي نبرد در تاريكي سنگر جهاد به دور از چشم ديگران از رعب
خدا بر مي خيزد و بر خود نهيب مي زند در حالي كه اشكهايش از ديده بر دامان جاري
است، نغمه پر شور «الهي العفو» سر مي دهد.
قسمت
(4)
مادر
عزيزم هميشه به يادت بوده ام.
همه شب
آنگاه كه دعاي توسل مي خوانديم و يا در هنگام خواندن دعاي كميل و يا در مجلس دعاي
ندبه تو با آن چهره نوراني ات در پيش چشمانم مجسم بودي و آنگاه آرزو كردم تا شهيد
شوم و تو نيز چون هزاران هزار مادر داغديده ديگر از سعادت فرزندت به خود ببالي و
در قيامت نزد دختر پيامبر اكرم فاطمه زهرا (س) رو سپيد باشي.
هميشه
دوست داشتم كه خودم تو را به كربلا ببرم تا مرقد مطهر سرور شهيدان عالم را زيارت
كني اما ناگهان بر خود نهيب مي زنم كه رسيدن به حرم حسين ابن علي (ع) خون سرخ مي
خواهد و خون من اگر بخواهد و لايق آن باشم، بايد ريخته شود تا مادرم با مادر
هزاران شهيد ديگر از كنار لاله هاي سرخي كه از خون جوانانمان دميده است با افتخار
به كربلا بروند و قبر مولايشان حسين (ع) را در آغوش كشند.
قسمت
(5)
«خدايا،
مرا توان آن ده كه خود را بشناسم و آنگاه در راه خودسازي قدم بردارم...»
دستم
مي لرزد و آتشي گدازنده قلبم را در هم مي فشرد – بغضي سخت گلويم را گرفته و سيل
اشك مجال جاري شدن مي خواهد.
خدايا:
ره توشه اي ندارم و كوله بارم تهي...
بار
ديگر راهنمايم باش تا راه سعادت را بيابم و آن چنان باشم كه تو مي خواهي اي معبود
من.
«آمين»
«من
احساس مي كنم كه خود را رودي سپرده ام كه مرا مي برد و در طي راه زنگهاي مرا صيقل
ميدهد.»
عجيب
است حال انسانهائي كه مي دانند مي ميرند و در پاي ميز محاكمه به بند كشيده خواهند
شد؛ امّا بازنشسته اند و دست بر روي دست، مي خورند و مي خندند و آسوده و بي خيال
مي خوابند، چه عجيب است داستان آدمي كه مي داند بعد از مرگ او را بازخواست مي
كنند، اما بي خيال در يك زندگي آسوده روز را به معصيت مي گذراند و شب آسوده، همراه
شيفتگان رؤياها بخواب مي رود...
...برادرم...
ما را فراري از مرگ نيست و با مردن نيز فراري از حكم خدا نيست.
خوشا
به حال آنانكه زندگيشان براي خداست، مرگشان در راه خدا، خوشا به حال آنانكه جز راه
خدا راهي ندارند جز ذكر خدا يادي...
خويشتن
را دريابيد به لحظه وداع كه در آن لحظه مرگ، زندگي چيزي جز افسوس نيست.
به
هنگام مردن، از مرگ فراري نيست.خدائي زندگي كنيد. چنان باشيد كه به قول امام علي (ع)
براي هر لحظه مردن آماده باشيد.
با
تشکر از برادر عزیزم آقایمنصور قدرداني
که مطالب فوق را تهیه و تنظیم نمودند.
|+|
نوشته شده توسط محمد در یکشنبه 1388/03/10 و ساعت 15:55 |
وصیت نامه شهید محمد قدردانی پاریزی
وصيت
نامه شهيد
محمّد
قدرداني پاريزي
تهيه و
تنظيم مطالب: منصور قدرداني
بسم
الله الرحمن الرحيم
فوق كل
ذي بر بر حتي يقتل في سبيل الله فاذا قتل في سبيل الله فليس فوقه بر
مافوق
هر نيكي، نيكي ديگري است، جز كشته شدن در راه خدا كه بالاتر از آن نيكي نيست.
رسول
اكرم(ص)
همانا
جهاد دري از درهاي بهشت است كه خداوند آن را به روي دوستان خود گشوده است.
جهاد
لباس پرهيزكاري، و زره و سپر محكم خداست.كسي كه از جهاد روگردان باشد و آن را ترك
كند، خداوند پوشاك مذّلت و بلا بر وي مي پوشاند و حقير و خوار مي شود. به خردي
دچار مي گردد و بواسطه تضييع جهاد، حق از او فاصله مي گيرد و به ذلّت مي افتد وبا
او به عدالت و انصاف رفتار نمي شود.
با
سلام بر امام زمان (عج) و نايب بر حقش، امام خميني، ابراهيم زمان وحسين دوران.
سلام
بر عاشورا و شهيدان روزهاي عاشوراي حسيني تا كربلاي ايران.
دنياي
شهادت، چه دنياي بيكراني است كه دل عاشقان الله را به هيجان مي آورد وآنان را در
صراط مستقيم استوارتر مي كند.
دشمنان
از هر سو به انقلاب اسلامي هجوم مي آورند و به جنايات خويش اضافه مي كنند ولي
جوانان، عاشقان الله با قامتي استوار در زير پرچم اسلام از اين اسلام دفاع مي
كنند.
من نيز
لازم دانستم از انقلاب (اسلام) پاسداري كرده و در عاشورائي از عاشوراهاي تاريخ به
آرزوي ديرينه خود(شهادت) برسم.
در اين
لحظه ملكوتي كه اين وصيت نامه را مي نويسم دلم مالامال از عشق به الله است و نداي
درونيم گواهي به رهائيم مي دهد خدايم شاهد است كه از خوشحالي در پوست نمي گنجم.
پيام
من به پدر و مادر عزيزم اين است هر چند كه من در اين مدت كوتاه عمرم فرزند لايقي
براي شماها نبودم و نتوانستم وظايفم را نسبت به شما به نحو احسن آنطوري كه مورد
رضايت خدا و شما باشد انجام دهم و با اين حال بعد از مرگم راضي نيستم كسي ناله
كند. ولي اگر خواستيد و در توانتان بود به مدت هفت روز كوچه شهيدان ديارمان را
چراغاني كنيد. مهمتر اينكه اگر مايليد برايم نماز بخوانيد و روزه بگيريد. اگر چه
بنده تا آنجا كه توانسته ام از اين دستورات الهيكوتاهي ننموده ام اما
به هر صورت دستم را به جانب شما بزرگواران دراز مي كنم زيرا آتش دوزخ بس اليم است.
پدر و
مادرم:
اميد
است كه با صبر جليل بر تمام مشكلات پيروز شويد زيرا «انالله وانااليه راجعون»-«ما
از آن خدائيم و به سوي او باز مي گرديم» و ماامانت هائي هستيم كه خدا به شما داده
و هر وقت اراده كند اين امانتها را از شما مي گيرد پس اين ديگر ناراحتي ندارد.
اگر
اينكه من سعادت داشتم و با پيروزي از امتحانات نهائي از اين دانشگاه بزرگ تحصيلاتم
را به پايان رساندم شما افتخار كنيد كه چنين فرزندي را در دامن پاكتان پرورش داده
ايد و بعد از مدتي آن را تقديم خدا و اسلام نموديد.هميشه خدا را شكر كنيد و از او
صبر و متانت و بردباري بخواهيد زيرا خداوند در قرآن وعده داده است:«يا ايها الذين
امنو استعينوا بالصبر و الصلوة ان الله مع الصابرين.- اي كساني كه به خدا ايمان
آورده ايد، ياري جوئيد به صبر و نماز، بدرستي كه خدا با صابران است.»
اينك
وصيت نامه ام را در چند جمله خلاصه مي كنم:
1.حرفم فقط خدا بوده و جز به خدا
به چيز ديگري نمي انديشم.
2.از شما مي خواهم كه از امام و
رهبر كبيرمان، خميني عزيز، اين قلب تپنده مستضعفان جهان پيروي كنيد و پيامش را
هميشه آويزه گوشتان كنيد و به آن عمل نمائيد.
والسلام
محمدقدرداني
پاريزي
|+|
نوشته شده توسط محمد در یکشنبه 1388/03/10 و ساعت 15:40 |