|
سردار شهید الياس حامدي
طلوع
: 4/3/1340 ( سواد كوه )
غروب:
27/12/1364 (فاو )
الياس
حامدي
دربهار 1340 در
روستاي «
استخر سر » از
توابع پل
سفيد
سوادكوه در
يك خانواده
مذهبي و
مستضعف چشم
به جهان گشود .
تا دوم
راهنمايي به
تحصيلات
ادامه داد ،
اما به علت
فقر مادي
ناچار به ترك
تحصيل شد و به
عنوان كارگر
در شركت راه
سازي به
فعاليت
پرداخت .
دردوره
مبارزه با
حكومت طاغوت
، رفتار و
كردارش تجسم
عيني يك
مسلمان
وارسته ،
چهره اش جلوه
گاه نور
ايمان و دلش
سرشار از عشق
به امام و
اسلام بود . پس
از پيروزي
انقلاب
شكوهمند به
صف پاسداران
انقلاب
اسلامي
پيوست . اولين
ماموريت او
مبارزه با
سوداگران
مرگ وخوانين
منطقه
سيستان و
بلوچستان
بود .
با
شروع جنگ
كردستان به
مقابله با
مزدوران
داخلي
آمريكا در
مريوان
پرداخت .
درسال 62 به
اهواز رفت و
به عنوان
جانشين
گردان صاحب
الزمان
انجام وظيفه
نمود . پس از
آن به مدت سه
ماه سر پرستي
بسيج كارگري
سپاه
سوادكوه را
به عهده گرفت
، اما روح بي
قرار او پشت
جبهه بودن را
برنمي تابيد .
دوباره ،
براي مبارزه
با تاريكي ها
با كاروان
نور به جبهه
ها شتافت تا
سر انجام در
سال 64 در
منطقه فاو به
آرزوي
ديرينه اش
رسيد . پيكر
مطهرش در
ميان خاك هاي
فاو سال ها
ناپديد بود
تا اين كه بعد
از 12 سال به
آغوش گرم
خانواده
برگشت . جز
پلاك و
استخوان و
راهي ناتمام
چيزي از او
باقي نمانده
بود .
در
وصيت نامه اش
آمده است :
«
بياييد يك
انقلاب
دردرون خود
به وجود
بياوريد و
خود را از دست
شيطان رها
سازيد . عمر
انسان زود
گذراست ،
اعمال
نيكويتان
بايد فقط
براي رضاي
خدا باشد »
| +|
نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه 1388/03/14 و ساعت 23:53 |
معرفی
طلوع
: 4/3/1340 ( سواد كوه )
غروب:
27/12/1364 (فاو )
الياس
حامدي
دربهار 1340 در
روستاي «
استخر سر » از
توابع پل
سفيد
سوادكوه در
يك خانواده
مذهبي و
مستضعف چشم
به جهان گشود .
تا دوم
راهنمايي به
تحصيلات
ادامه داد ،
اما به علت
فقر مادي
ناچار به ترك
تحصيل شد و به
عنوان كارگر
در شركت راه
سازي به
فعاليت
پرداخت .
دردوره
مبارزه با
حكومت طاغوت
، رفتار و
كردارش تجسم
عيني يك
مسلمان
وارسته ،
چهره اش جلوه
گاه نور
ايمان و دلش
سرشار از عشق
به امام و
اسلام بود . پس
از پيروزي
انقلاب
شكوهمند به
صف پاسداران
انقلاب
اسلامي
پيوست . اولين
ماموريت او
مبارزه با
سوداگران
مرگ وخوانين
منطقه
سيستان و
بلوچستان
بود .
با
شروع جنگ
كردستان به
مقابله با
مزدوران
داخلي
آمريكا در
مريوان
پرداخت .
درسال 62 به
اهواز رفت و
به عنوان
جانشين
گردان صاحب
الزمان
انجام وظيفه
نمود . پس از
آن به مدت سه
ماه سر پرستي
بسيج كارگري
سپاه
سوادكوه را
به عهده گرفت
، اما روح بي
قرار او پشت
جبهه بودن را
برنمي تابيد .
دوباره ،
براي مبارزه
با تاريكي ها
با كاروان
نور به جبهه
ها شتافت تا
سر انجام در
سال 64 در
منطقه فاو به
آرزوي
ديرينه اش
رسيد . پيكر
مطهرش در
ميان خاك هاي
فاو سال ها
ناپديد بود
تا اين كه بعد
از 12 سال به
آغوش گرم
خانواده
برگشت . جز
پلاك و
استخوان و
راهي ناتمام
چيزي از او
باقي نمانده
بود .
در
وصيت نامه اش
آمده است :
«
بياييد يك
انقلاب
دردرون خود
به وجود
بياوريد و
خود را از دست
شيطان رها
سازيد . عمر
انسان زود
گذراست ،
اعمال
نيكويتان
بايد فقط
براي رضاي
خدا باشد »
| +|
نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه 1388/03/14 و ساعت 23:53 |
|