تبليغاتX
شهدا پروانه های عاشق

سردار شهید سيد جواد شفيعي داراب كلايي

طلوع:‌ 1/9/1337

غروب: 3/11/1365 (شلمچه)

آخرين مسؤوليت:‌ فرمانده گردان

 

سيد جواد شفيعي در روستاي داراب كلاي ساري در آغوش خانواده اي مذهبي و مستضعف باليد و بزرگ شد. از همان دوران كودكي،‌ تعاليم روح بخش اسلام در جانش ريشه دواند. اگر چه براي رسيدن به دنياي آگاهي و دانايي پا به دبستان گذاشت و به اخذ مدرك ششم مبادرت ورزيد، اما دل بستگي فراوان به علوم ديني او را از ادامه تحصيل كلاسيك باز داشت و به محيط حوزه علميه كشاند.

پس از تحصيل در حوزه ي علميه ي دارابكلا و رستم كلا رهسپار شهر مقدس قم شد و در نزد استادان بزرگ اين شهر به موفقيت هاي چشم گيري دست يافت. شركت فعال در راهپيمايي هاي خياباني و پخش اعلاميه هاي امام، كار هر روزه ي او بود.

بعد از پيروزي انقلاب با تحولي كه در حوزه ي علميه به وجود آمد و مدارس تحت نظارت شوراي مديريت قرار گرفت،‌ سيد جواد در مدارس زينبيه و امام قم منسجم تر درس هاي ديني را ادامه داد و در اين زمان توسط حضرت امام ملبس به لباس روحانيت شد. آن روزها دشمن با به راه انداختن جريان هاي مختلف سعي در كنترل و محدود كردن انقلاب داشت؛‌ ترور افراد انديشمند و روشن دل يكي از آن شيوه هاي ناجوان مردانه بود. سيد جواد هم در ليست ترور قرار گرفت؛‌ اما موفق نشدند.

مبازره با ماركسيت ها يكي از حساس ترين عملكرد او در فعاليت هاي سياسي ـ‌ اجتماعي بود. او با عده اي از هواداران گروهگ خائن فدايي و حزب توده به بحث و جدل مي پرداخت و اشتباهات بزرگ آن ها را گوشزد مي كرد. اگرچه در سال 59 در كامياران كردستان يك بار فضاي جنگ را لمس كرده بود، اما با شروع عمليات كربلاي 5 حال و هواي عجيبي به دلش راه يافت. ساده و صميمي با بچه ها خداحافظي كرد و به منطقه شلمچه اعزام شد.

روز جمعه 3/11/65 با پرواز خونين،‌ حديث زيباي عاشقانه زيستن و عارفانه پركشيدن را معنا كرد
|+| نوشته شده توسط محمد در جمعه 1388/03/15 و ساعت 0:11 |  داغ کن - کلوب دات کام
    کلیه حقوق این وبلاگ برای شهدا و جانبازان عزیز محفوظ است . در صورت استفاده از مطالب لینک فراموش نشود