شهید نظر نژاد تعریف می کرد : موقعی که روی تخت بستری بودم دیدم رفت و آمد چند نفر مشکوک است . فهمیدم که از منافقین هستند . آنها در نهایت یک رئز که موقعیت را مناسب دیدند تصمیم گرفتند به من حمله کنند . از قصد آنها آگاه شدم . منتظر ماندم که کاملا جلو بیایند وقتی که به من حمله کردند ، همانطور که روی تخت دراز کشیده بودم یقه های هر دو یشان را گرفتم و سرهایشان را به هم کوبیدم . آنها که با خودشان فکر می کردند که من داد و بیداد راه می اندازم با دیدن این مساله پا به فرار گذاشتند .