مقام معظم رهبري در ديدار هنرمندان و فعالان عرصه دفاع مقدس در هفته دفاع مقدس
امسال در رابطه با كار فرهنگي و هنري و نيز روايت جهاد مقدس هشت ساله تعبير جهاد
را به كار بردند و در واقع به عينه يك باب جديد از ابواب جهاد را بر مومنين گشودند
كه اين جهاد به مصداق سخن مولاي متقيان حضرت اميرالمومنين دري است از درهاي بهشت
كه خدا روي بندگان خالص خود گشوده است، لذا از آن تاريخ حجت بر يادگاران دفاع مقدس
در روايت و به تصوير كشيدن هشت سال جهاد، حماسه و ايثار تمام شد. در سفري كه اوايل
اسفندماه به سرزمين نور و حماسه در مناطق عملياتي استان خوزستان به همراه
دانشجويان بسيجي استان تهران داشتم، بر آن شدم تا در رابطه با روايتگري و راوي
مطلبي تهيه كنم و بر حسب اتفاق، مواجه شدن با سه نفر از راويان خوب دفاع مقدس موجب
شد كه طرح ميزگرد با موضوع روايتگري در كاروان هاي راهيان نور برگزار نماييم كه
يكي از اين عزيزان به علت مسائل شخصي از حضور در بحث امتناع كرد. حاج حميد پارسا و
حاج اسماعيل زماني از يادگاران دفاع مقدس هستند كه هر كدام دلي به وسعت دريا از
خاطرات دارند.
بدون شك يكي از عوامل مهم
و اساسي مقاومت و پيروزي در دفاع هشت ساله، نيروي انساني است، نيروهاي
متشكل از بهترين و قويترين مردان بويژه جوانان عاشق و شهادت طلب ميهن
اسلامي، كه در دفاع از انقلاب اسلامي و تماميت ارضي كشور مقدس جمهوري
اسلامي سراز پا نميشناختند. مقاومت تحسين برانگيز جوانان برومند اين
سرزمين در برابر استكبار جهاني، صحنههاي بيبديل و بينظيري از شهادت و
ايثار را خلق كرد كه اگر به ضبط و ثبت و تفسير و توزيع آن اهتمام نورزيم،
به فرهنگ وتاريخ مردم اين مرز و بوم، جفايي جبرانناپذير روا داشتهايم.
خلق اين آثار اعجابآور و حيرتانگيز كه طبق فرمايش آن مقتداي سفر كرده،
به جز در برههاي كوتاه از صدر اسلام همانند ندارد، حجت را بر همگان تمام
كرده است. شاعر امروز ايراني ميتواند يك بار ديگر همانند فرزانه طوس،
مثنوي حماسه بسرايد و اين بار قهرمان شعرش نه رستم دستان كه شهيدان
بزرگواري چون شهيد همّت و شهيد باكري باشند؛ ميتواند مثنوي معنوي را جاني
دوباره بخشد و تمثيلها را از صحنههاي نبردي انتخاب كند كه از تراوش خون
و جان است. عارف فرزانه ايراني، امروزه ميتواند تذكرة الاوليايي ديگر با
مضمون اين شهيدان گمنام به رشته تحرير درآورد؛ ميتواند بوستاني دگر
بسرايد و گلستاني نو بيافريند و اسرارالتوحيد را تفسيري دگر نمايد. مفسر و
اهل علم ما ميتواند يك بار ديگر مقام مولا عليعليه السلام در
نهجالبلاغه را فصلالعين خويش قرار داده، معناي كلام حضرتش را اين بار در
چهره معصوم بسيجي شهيدي جستجو كند كه ره صد ساله را يك شبه پيموده است؛ آن
جا كه مولا ميفرمايد:
هَجَمَ بِهِمُ العِلْمُ عَلي حَقيِقَةِ
الْبَصيرة وَ باشَرُوا روُحَ اليقين و ستلانوا ما اسْتَوْعهُ المُترِفونَ
و اَنِسوُ بماستوحشَ مِنَ الْجاهِلُونَ وَ صَحبوا الدُّنيا بِاَندانِ
ارواحُها مُعلّقه بِالمَحَل الاْعْلي اوُلئكَ خُلَفاءُ اللَّهِ فِي
اَرْضِه و الدُّعاة اِلي دينَه آه آه شُوقاً اِلي رُؤيتِهِم امواج علم
بر اساس حقيقت ادراك و بصيرت آنها هجوم برد و به يكباره آنان را احاطه
نمود و جوهره ايمان و يقين را به جان و دل خود مسّ كرد و آنچه را
خوشگذرانها سخت و ناهموار داشتند، نرم و ملايم و هنجار انگاشته و به آنچه
جاهلان از آن در وحشت و ترس بودند، انس گرفتند.
مقدمتاً
بايد عرض كنم، اقدام به جنگ و تهاجم به يك كشور، هيچوقت نميتواند در يك
تصميم يك شبه انجام شود. و مسلماً عطف به سوابقي است كه بعضاً به سوابق
بسيار طولاني برميگردد.
علل چنين اقدام خونبار و بسيار اثرگذار در تاريخ كشورها را در دوران معاصر از سه ديدگاه، بايد مورد توجه قرار داد.
ديدگاه
اول، عوامل اثرگذار در درون مرزهاي كشور مهاجم مربوط ميشود. اين عوامل
عموماً ساختاري است، مانند مشكلات جغرافيايي و ژئوپلتيك و يا محدوديت فضاي
حياتي عراق، و يا مسئله اختلافات ديرينه مرزي مربوط به اروندرود و يا
امضاء قرارداد 1975 توسط صدام كه نافي تمام ادعاهاي قبلي عراق بر اروندرود
بود، و صدام اين را براي خودش يك سرشكستگي ميدانست و بايد اضافه كنم كه
مسلماً ايدئولوژي حزب بعث و شخصيت صدام و سياست حزب و دولت بعث بعد از
پيروزي انقلاب اسلامي و شرايط حاكم بر منطقه هم كه از عوامل كارگزاري درون
جامعه عراق است، از ديگر عوامل اثرگذار ميباشد.
ديدگاه دوم را به
عوامل اثرگذار در درون مرزهاي كشور هدف ميدانم. پيروزي انقلاب اسلامي
ايران، عدم انسجام مديريت سياسي و اجتماعي و اقتصادي بعد از انقلاب، از هم
پاشيدگي ساختاري و زيربنايي ارتش و در نتيجه عدم وجود يك نيروي بازدارنده
قوي در قبال هر تهاجمي، به طوريكه يك مرتبه از اوج به حضيض كشيده شد. به
وجود آمدن خلأ قدرت منطقهاي ايران كه اسمش را ژاندارمي خليج فارس
ميگذاريم، صحبتهايي مبني بر توسعه و صدور انقلاب كه آثاري مخرب بر ذهنيت
دولت بعث عراق، با توجه به تركيب مذهبي جامعه عراق داشت، از ديگر عوامل
اثرگذار بوده است.
ديدگاه سوم را به سياست كلي و منافع نظام بينالملل
در منطقه خاورميانه ميدانم. سياست نه غربي، نه شرقي، دولت جمهوري اسلامي
ايران، قطع منافع امپرياليست از ايران، احساس تهديد كشورهاي عرب منطقه از
صدور و فرهنگ انقلابي ايران، مسئله گروگانگيري اعضاء سفارت آمريكا در
تهران، همسوئي سياست و منافع غرب و شرق و به روايتي و گونهاي، اعراب
منطقه با صدام، هم از عوامل اثرگذار بر اين تصميمگيري خونبار تهاجم به
ايران بوده است.
عوامل و دستاويزهاي ظاهري مانند، ادعاهاي واهي بر
جزاير سه گانه، خرابكاري و تجاوزات مرزي توسط ايران، حضور برادران مسعود و
ادريس بارزاني در منطقه شمال عراق به اتهام برنامهريزي ديگري توسط دولت
ايران به دست اكراد بازراني عليه رژيم عراق، و يا ادعاي ناديده گرفتن مفاد
قرارداد 1975 الجزاير توسط ايران از عواملي نيست كه نتوان از طريق
ديپلماتيك حل كرد.
عوامل و اختلافات ساختاري از قديم و حداقل از سال
1337 كه عبدالكريم قاسم با كودتاي نظامي بر سر كار آمد وجود داشته و هر
روز هم ادعاها گستردهتر شده است. به طوريكه در همان سال عبدالكريم قاسم
گفت: آن 5 كيلومتر خط مرزي براساس خط تالوگ در مقابل آبادان را به شما
بخشيديم و هر موقع بخواهيم پس ميگيريم. همين ادعا را احمد حسن البكر و
صدام هم عنوان ميكنند و ميگويند منظور ما از حاكميت مطلق بر اروندرود،
تصرف و كنترل ساحل غربي آن نيست، بلكه هر دو ساحل اروندرود است. پس چگونه
ميٍشود كه اين ادعاها در قبل از انقلاب، و در زمان توانايي نيروهاي مسلح
ما به عنوان يك نيروي بازدارنده، جنبه عملي و تجاوز به خود نميگيرد؟ آيا
مربوط به قدرتمندي ارتش عراق ميشود؟ مسلماً خير مربوط به ضعف توان نظامي
ما به عنوان اصليترين عامل تصميمگيري صدام ميباشد.
خوب برميگرديم به اصل موضوع درس
كشورها
براساس تدوين استراتژي امنيت ملي خودشان، به تشكيل و ساختار و گسترش
پادگاني نيروهاي مسلح خود اقدام ميكنند، كه مسلماً اين گسترش سرزميني و
يا پادگاني نميتواند ساختاري براي رزم در چهار سوي مرزهايش باشد.
نگاهي
به پايگاههاي هوايي عراق به ما ميگويد كه عراق، تهديد اصلي را از جانب
ايران ميدانسته است، درست است كه يك پايگاه هوايي به نام H3 در غرب بغداد
و مجاور مرز اردن هم ساخته شده ولي اگر به تاريخ و سابقه احداث اين پايگاه
نگاه كنيد ميفهميد كه به دوران قيوميت انگليسها بر عراق برميگرديد. اسم
اين پايگاه هم خود گوياي اين حقيقت است. ساير پايگاهها متوجه مرزهاي شرقي
عراق است. گسترش لشكرهاي نيروي زميني هم همينطور.
ارتش عراق لشكرهايش
را در سه قرارگاه سپاه به نام سپاه 1 مركز آن در كركوك، سپاه 2 مركز آن در
بغداد، سپاه 3 مركز آن در ناصريه، سازمان داده بود. چون قبل از عقد
قرارداد 1975 درگيري عمده و مشكل اساسي عراق با اكراد بازراني در شمال
عراق بود، ميبينيم لشكرهاي سپاه 1 از ساير سپاهها بيشتر و همه پياده و
پياده كوهستاني و شامل لشكرهاي 2، 4، 7، 8، 11 و ... بودند. (البته در قبل
از انقلاب لشكرهاي 11، 12 و 9 شكل نگرفته بود.)
سپاه 2، شامل لشكرهاي 3، 6 و 10 زرهي، و سپاه 3 شامل لشكرهاي 1 و 5 مكانيزه و 9 زرهي
(نقشه شماره 1) ولي براي تهاجم، متناسب با اهداف، و مشكل و بافت زمين، بايد سازمان ديگري داده شود. به نقشههاي 2 و 3 توجه كنيد.
در
منطقه سپاه 1، شما ديگر از لشكرهاي پياده اثري نميبينيد. فلشي هم به سمت
مرزهاي ما ديده نميشود. چون در اين منطقه شمال عراق و شمال غربي كشور ما،
عراق هدفي نداشت كه لشكركشي كند. تنها ميماند زمينگير كردن نيروهاي مسلح
ما در كردستان و آذربايجان غربي، كه حدود 50% از كل استعداد نيروهاي مسلح
ما را (به جز نيروي هوايي و دريايي) جذب خودش كرده بود. كه اين كار را هم
عوامل ضدانقلاب و گروهگها كه توسط دولت بعث پشتيباني ميشدند، انجام
ميدادند. صدام حسين در شوراي ارتش عراق گفته بود كه ما هر چه بيشتر ارتش
ايران را در كردستان درگير كنيم در خوزستان راحتتر عمل خواهيم كرد. در
اين منطقه شمال عراق، حداكثر يك لشكر پياده ميبينيد كه براي حفظ نقاط
حساس و حياتي منطقه و ايجاد امنيت و در نهايت كنترل يكي دو محور كه از
ايران به داخل عراق وجود دارد مثل منطقه حاج عمران مستقر نموده است.
سپاه
2 عراق در منطقه مياني با لشكرهاي 2، 4، 8، 6، 12 و تيپ 32 نيروي مخصوص با
اهداف هجوم به داخل خاك ايران براي تصرف ارتفاعات مرزي، شهرهاي مرزي،
رسيدن به گردنه پاطاق در شرق سرپل ذهاب و كنترل تنگه كنجانچم در منطقه
مهران، كه ضمن اينكه استعداد قابل ملاحظهاي از نيروهاي ما را درگير
ميكند، ضمن اينكه مناطق حساسي را تصرف ميكند، بتواند اگر روزي ما تهديدي
براي بغداد بوديم و طرحي براي حمله داشتيم، جلوگيري كند.
محورهاي تهاجم همانطوريكه در نقشه شماره 2 نشان داده شده به شرح زير بوده است:
يك
محور پيشروي از منطقه باويسي، با هدف دور زدن ارتفاعات قراويز و باباهادي
و الحاق با نيروهاي محور قصر شيرين. اين مأموريت به عهده لشكر 8 پياده
كوهستاني محول شده بود كه البته با واحدهايي زرهي از لشكر 6 زرهي ادغام
شده بود. در محور قصر شيرين با دو هدف، يكي رسيدن به سرپل ذهاب و پاطاق و
ديگري حركت به طرف گيلانغرب از سه راهي امام حسن، با يگانهاي لشكر 6
زرهي. در محور سومار، نفتشهر هم لشكر 4 پياده كوهستاني مأموريت داشته
است. در منطقه ميمك كه البته اين منطقه از روز 16 شهريورماه 1359 مورد
تهاجم و تصرف عراق درآمده بود، نيروهايي از لشكر 12 زرهي و 4 پياده عمل
كردند: در منطقه مهران، با هدف تصرف شهر مهران و تنگه كنجان چم، لشكر 2
پياده كوهستاني با تيپ 37 لشكر 12 زرهي مأموريت داشتند.
در مقابل اين 5
لشكر پياده و زرهي، تنها لشكر 81 زرهي ايران كه تازه يك تيپ آن هم در
منطقه جوان رود درگير با ضدانقلاب بوده و با گردان 182تيپ 84 خرم آباد
تقويت شده بود، در يك خط تماس حدود بيش از 300 كيلومتر از باويسي تا
چنگوله در جنوب مهران، قرار داشت. كه استحضار داريد. مقاومتهاي نيروهاي
مردمي با پشتيبانيهاي هليكوپترهاي هوانيروز و نيروي هوايي در دو منطقه
سرپل ذهاب و گيلانغرب بسيار اثرگذار بوده است.
تلاش
اصلي ارتش عراق، با سپاه 3 بود كه لشكرهاي 1 و 5 مكانيزه 3، 9 و 10 زرهي
بعلاوه 2 تيپ زرهي 10 و مكانيزه گارد جمهوري و 2 تيپ نيروي مخصوص 31 و 33
سازماندهي شده بود، و با حداقل دو تيپ پياده از لشكرهاي 11 و 7 كه
قرارگاهشان شمال عراق بود تقويت شده بود.
اين سپاه نيروهايش را با توجه
به وضع و شكل جغرافيايي استان خوزستان در سه منطقه متمايز سازمان داد. در
شمال منطقه در بالا، لشكر 10 زرهي با ماموريت عبور از خط مرز در منطقه
ارتفاعات حمرين (نهر عنبر) و پيشروي به طرف دزفول و عبور از كرخه و محاصره
و يا تصرف شهر دزفول و انديمشك از طريق شمال استان خوزستان.
لشكر 1 پياده مكانيزه از محور فكه، با عبور از مرز، و پيشروي به طرف شرق، تصرف ارتفاعات
ابو صلبيخات و عبور از كرخه و تصرف شهر شوش و محاصره دزفول از جنوب آن، و سپس الحاق با لشكر 9 كه ماموريتش درشمال اهواز بود.
وضعيت
دفاعي نيروهاي ما در منطقه شمال اين منطقه به اين صورت بود كه، تيپ 2 زرهي
از لشكر 92 زرهي با استعداد 50% سازماني خود، در مواضع عينخوش مستقر بود
و با يك گردان توپخانه پشتيباني ميشد. در جلو اين تيپ گردان 283 سوار
زرهي لشكر 92 با استعداد 30% سازمان خود، در يك عرض 35 كيلومتر باز شده
بود و ماموريت پوشش در مقابل تهاجم لشكر 10 زرهي را داشت.
در محور فكه
كه يك منطقه بازي است، 2 گروه زرهي، يكي گروه زرهي گرداني از تيپ 37 زرهي
شيراز، و يك گروه زرهي گرداني پياده به شماره 138 از لشكر 21 پياده، و سه
روز بعد بود هم گروه زرهي گرداني 141 پياده از لشكر 21پياده به آنها ملحق
شد با حداقل آتش پشتيباني، در مقابل لشكر 1 مكانيزه كه با تيپ 12 زرهي
ابنالوليد هم تقويت شده بود، دفاع ميكردند و توانستند، بدون هيچگونه
پشتيباني و تقويت ديگر، بجز پشتيباني پراكنده و غير اصولي (از روي ناچاري
و متناسب با وضعيت آن روزها) نيروي هوايي ، هوانيروز، حداقل 6 روز، جلو
پيشرويهاي اين لشكر را بگيرند، و مانع از دسترسي آنها به رودخانه كرخه
براي عبور و رسيدن با اهداف خود بشوند.(نقشه شماره3)
در منطقه مياني
استان خوزستان. مسئوليت حمله در منطقه چزابه و شيب و بستان، بطرف سوسنگرد
و اهواز به لشكر 9 زرهي عراق محول شده بود. با ماموريت پيشروي و تصرف دشت
آزادگان و محاصره اهواز از شمال آن (منطق تپههاي الباجي)، و الحاق با
لشكر 1 مكانيزه كه در منطق شوش قرار بود از كرخه عبور كند و محور انديمشك
– اهواز را قطع كند. در مقابل اين لشكر، تيپ 3 زرهي لشكر 92 با استعداد
50% سازماني خود، در روي تپههاي ا... اكبر در شمال رودخانه كرخه (منطقه
سوسنگرد) قرار داشت.
لشكر 9 هجوم خود را از دو محور، شمال كرخه و جنوب
كرخه، بطرف سوسنگرد، و حتي از طريق طلائيه بطرف هويزه و سوسنگرد اجرا كرد.
پيشروي در محور شمال كرخه توسط تيپ 3 زرهي لشكر 92 و در محور جنوبي كرخه
كه تلاش اصلي هم بود، توسط نيروهاي مردمي و در نهايت در 26/8/59 با شكست
دشمن در سوسنگرد متوقف شد. و با اهداف از پيش تعيين شده خود دست نيافت.
(نقشه شماره 3)
در منطقه پائين استان خوزستان لشكر 5 مكانيزه با اهداف
پيشروي بطرف اهواز، و محاصره اهواز، و لشكر 3 زرهي تقويت شد، در محور
شلمچه – خرمشهر بطرف كارون و با ماموريت تصرف جزيره آبادان و پيشروي به
طرف بندر ماهشهر، تجاوز خودشان را شروع كردند. (نقشه شماره3)
نيروهاي
مقابل اين دو لشكر، در دشت باز شمال خرمشهر، گردان 151 پياده بنام گردان
دژ و در منطقه كوشك و طلائيه، تيپ 1 لشكر 92 زرهي با استعداد 50% سازماني
قرار داشتند. در محور شلمچه علاوه بر عناصري از يگانهاي ياد شده، نيروهاي
مردمي و سپاه پاسداران نيز حضور فعال داشتند، بطوريكه تا روز 8/7/59 لشكر
3 نتوانست پل نو و نهر عرايض را پشت سر بگذارد. در حاليكه در شمال آن لشكر
5 توانسته بود، مقاومتهاي تيپ 1 را در هم شكسته و به حدود 15 كيلومتري غرب
اهواز برسد.
ولي در محور شلمچه – خرمشهر، بعلت مقاومت پراكنده نيروهاي
سپاه و مردمي، عناصر باقيمانده نظامي از گردان 151 دژ، تكاوران دريايي،
ژاندارمري و ... دشمن نميتواند سريع پيشروي كند.
در منطقه شهر خرمشهر،
تا روز چهارم آبان ماه درگيري ادامه مييابد. در روز 19 مهرماه از كارون
عبور ميكند، سر پلي را در شرق كارون بدست ميآورد. در روز 9/8/59 بقصد
تصرف جزيره آبادان از رودخانه بهمنشير عبور ميكند كه البته با مقاومت شديد
نيروهاي مردمي و گردان 153 لشكر 77 مجبور به عقبنشيني ميشود: (نقشه شماره
3)
در خاتمه و تشكر از حوصلهايكه بخرج داديد، بعرايضم خاتمه ميدهم،
اگر بخواهم راهنمايي بكنم براي كتابي كه دقيقاً چند و چون روزهاي اول
تهاجم عراق را تشريح كند، به كتابهاي 6 جلدي سازمان سياسي عقيدتي ارتش تحت
عنوان 8 سال دفاع مقدس مراجعه كنيد.
درباره میزان تخقق شعارهای دوران جنگ ، باید نسبی نگری کرد نه مطلق نگری .
اینکه درباره شعار " جنگ جنگ تا پیروزی" بگوییم صد در صد تحقق یافت یا
اصلا تحقق نیافت ! قضاوتی صحیح نیست و باید برای تعیین میزان تحقق این شعار ، ابتدا
مفهوم پیروزی را مشخص کرد . آیا پیروزی یعنی آنکه حکومت صدام را سرنگون می کردیم و
خاک عراق را به تصرف در آوردن و حکومت اسلامی در آنجا بر قرار میکردیم ؟! اگر این
مفهوم پیروزی در شعار فوق مد نظر بوده ، باید گفت که ما پیروز نشدیم . اما اگر
مفهوم پیروزی احقاق حق و ایستادگی در مقابل تجاوز دشمن و دفاع از تمامیت ارضی
ایران باشد ، در چنین مفهومی ما در جنگ پیروز بوده ایم و لذا در تحقق شعارهای جنگ
بایستی به طور نسبی آنها را در نظر گرفت .
اکثر شعارهای جنگ چون آرمانی و سمبولیک هستند ، لذا طرح انها به مفهوم محقق
شدن صد در صد آنها در عمل نیست چرا که همواره میان آرمان ها تا واقعیات عینی ،
فاصله وجود دارد ؛ اما طرح آنها و ایستادن بر آن شعارها به منزله مشخص کردن مسیر
حرکت است . چرا که اکثر آن شعارها برخاسته از مکتب اسلام و روایات و کلام حضرت
امام خمینی (ره) بود ، که طرح آنها ، مسیر آرمانی انقلاب اسلامی و سرزمین مقدس
ایران را ترسیم می نمود .
پس چرا به اغم تحقق نیافتن بسیاری از شعارهای جنگ ، تا پایان جنگ بر آنها
تاکید می شود ؟
شعارها ، به عنوان یکی از عناصر فرهنگ جبهه ، نمایه و نشان و علامتی از جهان
اندیشه و دنیای رزمندگان ایرانی بود که بسیاری از آ«ها به رغم فی البداهه و خودجوش
، بودن ، اما در نطفه اولیه ، شالوده خود را از معرفت دینی و مذهبی و جهان بینی
الهی و ارمانی اسلام گرفته بودند و لذا محقق نشدن برخی از آنها موجب طرد انان نمی
شود ، چرا که خود آن شعارها فی نفسه بسیار مطلوب و ارزشمند بوده و هستند .
بنابراین در تحقق نیافتن آنها ، مشکل در خود شعارها نبود ، بلکه مشکل و ضعف کار در
مکانیزم های اجرایی آن شعارها بود . یعنی امام شعارهای بسیار پر محتوا و عمیقی
مطرح کردند ، مردم ایران نیز با طیب خاطر به آنها لبیک گفتند غ اما متاسفانه
نتوانستیم از آن تواناییها و استعدادها بهره بگیریم و در طراحی مکانیزم های قوی در
اجرا و تحقق آن شعارها ، توفیق نیافتیم .
جدا از مسئله تحقق شعارها ، بسیاری از آنها افق آینده ملت ایران را روشن می
کرد ، برای تحریک و تهییج رزمندگان به کار برده می شد و به آنان و حرکتشان جهت می
داد و موجب دلگرمی و امید بود . بنابراین نمی توان گفت چون بعضی ازآن شعارها تحقق نیافت پس باید آنها را کنار می
گذاشتیم . در حالی که باید می رفتیم دنبال رفع کردن ضعف عملی در تحقق شعارها نه
کنار گذاشتن آنها . اصولا مردم هر کشور و جامعه ای نمی توانند بدون شعار و نشانه و
علامت باشند ف چرا که شعارها برخاسته از ایده ، اندیشه ، شعور و مرام آنان است .
شعارها بخشی از واقعیات جنگ بودند ، لکن در تحقق نیافتن آنها باید اندیشه شود
و علل آن استخراج گردد . اما توجه به یک نکته مهم ضروری است ، اینکه شعارهای هر
ملتی نباید آنچنان بلندپروازانه و ذهنی باش که نتوان به آنها دست یافت ، چرا که
نیروهای خودی با عدم دسترسی به آنها دچار یاس و ناامیدی خواهد شد . بنابراین
همواره باید میان شعارها و اهداف از یکسو و منابع و مقدورات (اعم از مادی و معنوی
) از سوی دیگر ، تناسبی برقرار باشد تا امکان تحقق شعارها وجود داشته باشد .
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۸/۱۱/۲۶ ساعت 21:57 توسط شرمنده شهدا
|
چرا جنگ ایران و عراق طولانی شد و به مدت هشت سال ادامه پیدا کرد ؟
اگر جنگ را کاربرد ابزار نظامی برای رسیدن به خواسته های طرف های درگیر تعریف
کنیم ، باید بگوییم که علت طولانی شدن جنگ ایران و عراق و تداوم هشت اله آ« ، عدم
رضایت طرف های درگیر و کشورهای ذی نفع از وضعیت موجود و تلاش برای تغییر وضع موجود
و رسیدن به وضع مطلوب از راه نظامی بوده است . برای توضیح مسئله آن را از سه بعد
بررسی میکنیم :
1-تداوم خواسته های تجاوزکارانه
عراق
2-تلاش ایران برای دستیابی به
خواسته های مشروعش
3-عامل نظام بین الملل و تداوم جنگ
تداوم خواسته های تجاوزکارانه عراق
عراق به رغم اینکه در هفتمین روز جنگ خواستار آتش بس در جنگ شد و بعدها هم به
ظاهر از قطعنامه ها و بیانیه های شورای امنیت سازمان ملل که برای آتش بس صادر شده
بود حمایت می کرد ، ولی واقعا خواستار پایان جنگ نبود و همچنان بر مواضع تجاوزکاران
خود پافشاری می نمود . در این باره وزیر دفاع رژیم بعث عراق " عدنان خیرالله
" گفته است : " عراق خواستار بازپس گیری اراضی مرزی و کنترل بر شط العرب
است و تا ایران به خواسته های بر حق ما پاسخ ندهد به جنگ ادامه خواهیم داد .
" .
واضح است که عراق هیچ حقی بر کنترل شط العرب به طور کامل نداشته و رژیم حقوقی
اروند رود مطابق معاهده 1975 الجزایر که بین دو کشور امضاء گردیده بود ، مشخص شده
است که براساس آن خط تالوِگ مرز میان دو کشور بوده و این ادعای عراق نه تنها به حق
نبوده بلکه خلاف مقررات بین المللی و معاهده ای است که خود آن را امضا کرده است .
صدام بارها اعلام نمود که قرار داد 1975 الجزایر را به رسمیت نمی شناسد و برای
ایران حقی در اروند رود قائل نیست .
با این اوصاف یک طرف جنگ که عراق باشد در طول هشت سال و حتی پس از اینکه ایران
قطعنامه 598 را پذیرفت بر تداوم جنگ و تکیه بر مسائل بحران زا برای رسیدن به مقاصد
شوم و تجاوزکارانه اش اصرار داشته است .
تلاش ایران برای دستیابی به خواسته های مشروعش
جمهوری اسلامی ایران نیز که عراق بخشی از سرزمینش را اشغال کرده بود و خسارات
مادی و معنوی بسیاری را از تجاوز عراق متحمل شده بود ، بالطبع تلاش می نمود – در
شرایطی که مجامع بین المللی هیچ اقدامی برای جلوگیری از تجاوز نکردند – برای رسیدن
به خواسته های مشروعش ، یعنی خروج بدون قید و شرط عراق از سرزمین های اشغالی ،
شناسایی متجاوز از طرف مجامع بین المللی و پرداخت خسارت از طرف عراق ، جنگ را
ادامه بدهد . زیرا با وضعیتی که در آ« زمان در نظام بین الملل و بین قدرت های بزرگ
حاکم بود ، ایران چاره ای جز ادامه جنگ و کسب حقوقش از این راه نداشت .
جمهوری اسلامی ایران اعلام نمود تا زمانی که عراق بدون هیچ قید و شرطی از
سرزمین های اشغالی خارج نشده ، تجاوزگر شناسایی نشود و خسارات جنگی را به ایران
پرداخت ننماید ، حاضر به پذیرش آتش بس نخواهد بود . به همین دلیل هم با قطعنامه ها
و بیانیه هایی که شورای امنیت سازمان ملل متحد و پیشنهادهایی که دیگر سازمان ها و
کشورهای جهان ارائه می کردند – که آشکارا در جهت منافع عراق و به رسمیت شناختن
تجاوز عراق بود – مخالفت می کرد .
عامل نظام بین الملل و تداوم جنگ
اگر بادیدی سیستماتیک به مسائل بین المللی توجه شود ، باید گفت که در جریان
جنگ ایران و عراق عملکرد نظام بین الملل از عوامل اصلی تداوم جنگ ایران و عراق
بوده است . در آن زمان با وجود جنگ سرد میان ابرقدرتها ، آنها خواستار تداوم جنگ و
تضعیف هر دو کشور ایران و عراق بوده اند . به عنوان مثال امریکا به رغم دفاع ظاهری
از پایان جنگ ، خواهان ادامه جنگ و تضعیف عراق و ایران بود . امریکا مایل بود تا
زمانی که منافعش به خطر نیفتاده است ، جنگ همچنان تداوم داشته باشد . کیسینجر در
این باره گفته است که جنگ ایران و عراق نه یک برنده ، بلکه باید دو بازنده داشته
باشد .
از طرفی سازمان ملل متحد نیز که تنها سازمان حافظ صلح بین المللی محسوب می
گردید تلاش مناسبی در این باره نکرد . حتی قطعنامه ها و بیانیه های این سازمان به
علت نفوذ قدرتهای بزرگ در شورای امنیت ، مشوق و تداوم جنگ نیز بوده اشت . قدرتهای
بزرگ تا زمانی که ادامه جنگ را به نفع خود می دیدند سعی می نمودند که توازن قوا
بین ایران و عراق حفظ شود و هر وقت هم که ایران در جبهه ها ی جنگ برتری می یافت
بیش از پیش به کمک عراق می شتافتند که این امر نیز خود سبب تداوم جنگ می شد .
خلاصه اینکه به نظر می رسد اصرار رژیم بعث عراق بر تداوم خواسته های
تجاوزکارانه خود ، تلاش جمهوری اسلامی ایران برای رسیدن به حقوق مشروعش و سیاست
قدرت های بزرگ برای کسب منافع بیشتر در جنگ و تضعیف ایران و عراق ، همه و همه دست
به دست هم داد و سبب تداوم و طولانی شدن جنگ شد .
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۸/۱۱/۲۶ ساعت 21:56 توسط شرمنده شهدا
|
طبق آماری که ستاد رسیدگی به امور آزادگان در سال 1379 ارائه داده ، تعداد
اسیران ایرانی در جنگ در مجموع 4.863 نفر اعلام شده است .
در مورد تعداد اسرای ایرانی نقل قول زیاد است ، برای مثال سرلشکر "وفیق
السمرائی" از افسران عراقی بیان میکند که ایران 70 هزار اسیر از ما گرفته ولی
دولت جمهوری اسلامی ایران رسما اعلام کرده است که از سال 1360 به بعد ، ایران
59.830 اسیر عراقی را آزاد کرده است ، حدود 9.000 اسیر عراقی نیز از ایران
پناهندگی گرفته اند که 7.307 نفر از آنان به صلیب سرخ نیز مراجعه و رسما اعلام
کردند که تمایلی به بازگشت به عراق ندارند . مجموع اسیران آزاد شده و آنهایی که از
ایران پناهندگی گرفتند برابر 68.830 نفر خواهند شد که به آمار السامرائی نزدیک است
. از سوی دیگر ، دولت بعث عراق آمار ایران را در این باره قبول نداشت و ادعا میکرد
که 29 هزار اسیر عراقی در ایران وجود دارد .
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۸/۱۱/۲۶ ساعت 21:56 توسط شرمنده شهدا
|
برآورد خسارات مادی ایران در جنگ هشت ساله چه میزان است ؟
در طول جنگ ایران و عراق ، در نتیجه حملات هوایی ، زمینی و دریایی ارتش عراق
به شهرها و مراکز نظامی ، اقتصادی و خدماتی ایران ، کشورمان متحمل خسارات فراوان
مادی – علاوه بر خسارات غیر مادی – شد . طوری که بسیاری از شهرهای اشغالی ایران از
جمله خرمشهر ، نفت شهر ؛ مهران ، موسیان ، بستان ، قصر شیرین ، سوسنگرد ، دهلران ،
نوسود و هویزه به کلی تخریب و یا غیر قابل سکونت شدند . همچنین بسیاری از شهرهای
ایران که به منطقه جنگی نزدیک بودند از جمله آبان ، دزفول ، اندیمشک ، شوش ، پاوه
، ایلام ، سردشت ، پیرانشهر ، مریوان ، مهاباد و بانه بالای 20 در صد تخریب شدند .
دیگر شهرهای بزرگ و کوچک ایران از جمله تهران ف اصفهان ، اهواز ، شیراز ،
کرمانشاه و غیره نیز که جزء مناطق جنگی و اشغالی نبودند ، هدف حمله هواپیماها و
موشک های عراقی قرار گرفتند و متحمل خسارت های فراوانی شدند . به عنوان مثال از
نیمه دوم سال 63 تا آخر تیر 64 عراق 654 بار به شهرهای مسکونی ایران حمله هوایی یا
موشکی کرد که وحشیانه ترین آنها حمله هوایی 13 خرداد 64 به تهران بود . حملات
هوایی و موشکی به شهرهای ایران هزاران شهید و مجروح برجای گذاشت و خسارات مادی
فراوانی از جمله تخریب منازل مسکونی ، تاسیسات شهری و ساختمان های اداری را نیز به
همراه داشت . در اوایل سال 67 نیز ارتش عراق تنها در طول شش هفته تا دهم خرداد 160
موشک به تهران و دیگر شهرها شلیک کرد که شهیدان و خسارات بسیاری نتیجه این موشک
باران ها بود .
علاوه بر تخریب بناهای مسکونی ، بسیاری از تاسیسات صنعتی و مراکز اقتصادی و
خدماتی ایران از جمله پالایشگاه ها ، کارخانجات و فرودگاه ها هدف حمله ارتش عراق
قرار گرفت و خسارات زیادی به آنها وارد آمد طوری که بعضی از آنها از جمله
پالایشگاه ابادان به کلی تخریب و تعطیل شدند . همچنین بسیاری از احشام ، باغ ها ،
نخلستان ها و مزارع اشغالی در طول جنگ از بین رفتند .
به طور کلی تخریب در 1200 کیلومتر مرز مشترک با عراق و تا عمق 80 کیلومتری در
خاک ایران صورت گرفت و 87 شهر ( 69 شهر جنگ زده و 18 شهر بمباران و موشک باران شده
) و 2676 روستا در 16 استان کشور اسیب کلی دیدند و ضایعات سنگینی وارد شد . حجم
خسارت های مستقیم و غیر مستقیم ناشی از جنگ تحمیلی در برآوردهای اولیه سازمان
برنامه و بودجه بالغ بر 65.353.750 میلیون ریال معادل یک هزار میلیارد دلار(به
قیمت رسمی در آن روز 75 ریال) اعلام شد و شگفتی جهانیان را برانگیخت ؛ دامنه
ویرانی ها چنان وسیع بود که هیئت اعزامی سازمان ملل در سال 69 (1990) با مشاهده
میزان خرابی ها از آن به عنوان یک تراژدی غیر قابل تصور یاد کرد و میزان خسارت های
مستقیم وارده بجز تاسیسات نظامی و دفاعی را بیش از 97.2 میلیارد دلار به سازمان
ملل گزارش کرد .
طبق گزارش که سازمان برنامه و بودجه در سال 75 منتشر کرد ، مجموع خسارتهای
مادی مستقیم و غیر مستقیم جنگ تحمیلی وارده بر بخش های مختلف چنین است .
بخش
خسارات وارده (میلیون ریال)
سهم (درصد)
1
کشاورزی
15.957.332
24.42
2
معدن
59.200
0.09
3
صنعت
2.478.719
3.79
4
نفت
20.799.540
31.83
5
برق ، آب ، گاز
2.948.657
4.51
6
ساختمان
282.434
0.43
7
خدمات
22.827.868
34.93
مجموع
65.353.750
100
از نشر توزیع استانی نیز استان خوزستان با 34.27 در صد سهم ، بیشترین خسارات
ناشی از جنگ را متحمل شده است .
مقایسه 1000 میلیارد دلار برآورد مجموع خسارات مادی جنگ تحمیلی با کل در آمد
صادرات نفت ایران طی 12 ساله 57 تا 68 که حدود 145 میلیارد دلار بوده است ، میزان
و گستردگی خسارات را روشن تر میکند .
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۸/۱۱/۲۶ ساعت 21:55 توسط شرمنده شهدا
|
آیا ایران با پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت ، توانست خواسته هایش را در جنگ
تحقق بخشد ؟
قبل از پاسخ ، باید خواسته های ایران را در جنگ بر شماریم و سپس قضاوت نماییم
که ایا این قطعنامه خواسته های ایران را تحقق بخشیده است یا خیر ؟
در یک جمع بندی کلی از سخنان حضرت امام (ره) و دیگر مقامات رسمی ایران می توان
خواسته های ایران را در جنگ به طور مختصر چنین بیان نمود :
1-خروج بدون قید و شرط نیروهای
عراقی از سرزمین های ایران .
2-تعیین متجاوز و مجرم و محکومیت
او به وسیله یک هیدت بین المللی .
3-تعیین خسارات جنگی به وسیله یه هیئت
بین المللی و پرداخت آن .
در قطعنامه 598 از هر دو طرف خواسته شده که بی درنگ آتش بس را برقرار کرده و
کلیه عملیات نظامی در زمین ، دریا و هوا را متوقف سازند و نیروهای خود را به
مرزهای شناخته شده بین المللی برگردانند . در این خصوص شورای امنیت از دبیر کل سازمان
ملل می خواهد ضمن مشورت با ایران و عراق ، در خصوص تعیین یک هیدت بی طرف برای
تحقیق در مورد مسئولیت جنگ ، بررسی کرده و نتیجه را هر چه زودتر به شورای امنیت
گزارش بدهند . همچنین این شورا از دبیر کل می خواهد که هیئتی از کارشناسان را برای
مطالعه مسئله بازسازی تعیین و گزارش آن را به شورای امنیت ارائه دهد .
در مجموع این قطعنامه نسبت به قطعنامه های قبلی پیشرفت هایی داشت و از مزیت
هایی برخوردار بود ، اما در حقیقت تا پایان جنگ نتوانست اهداف ایران را تحقق بخشد
. باید به خاطر داشت که تعیین متجاوز از بندهای مهم این قطعنامه بود ، تنها پس از
تجاوز عراق به کویت بود که دبیرکل سازمان ملل ، عراق را به عنوان متجاوز اعلام کرد
و هنوز که چندین سال از پایان جنگ می گذرد ، هیچ اقدام جدی و بین المللی مبتنی بر
این قطعنامه برای تعیین خسارات جنگی و پرداخت آن به ایران صورت نگرفته است .
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۸/۱۱/۲۶ ساعت 21:54 توسط شرمنده شهدا
|
قبل از هر چیز لازم است گفته شود که شایعات زیادی درباره تعداد شهیدان جنگ
تحمیلی از طرف رسانه های مختلف و منابع بیگانه منتشر شده و در این باره مبالغه نیز
شده است که به یک نمونه از آن اشاره میکنیم و بعد به آماری که بنیاد شهید جمهوری
اسلامی ایران به صورت رسمی اعلام کرده است ، اشاره خواهیم کرد .
ریچارد نیکسون رئیس جمهور اسبق آمریکا ، در آخرین کتاب خود با غرور از کشته
شدن بیش از یک میلیون نفر از مردم کشورمان در جنگ ، تلویحا اظهار خرسندی میکند .
اما باید گفت که این آمار صحت ندارد و نویسنده کتاب به علت کینه توزی که در مورد
ایران و انقلاب اسلامی داشته و برای جبران غرور شکست خورده آمریکا در مقابله با
انقلاب اسلامی ، چنین ادعای کذبی را اظهار کرده است .
اما آماری که بنیاد شهید انقلاب اسلامی راجع به تعداد شهیدان و مفقودان جنگ
تحمیلی منتشر کرده است ، حکایت میکند که در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران 218.876
نفر از ایرانیان شهید یا مفقود الاثر شده اند که از این تعداد 208.758 نفر شهید و
10.109 نفر نیز مفقود الاثر گردیده اند . در جدول زیر آمار شهیدان جنگ تحمیلی به
تفکیک سازمان درج شده است .
یگان
تعداد
درصد
1
سپاه پاسداران
126.372
بسیجی 85.332
39
57.8
پاسدار 41.040
18.8
2
ارتش
47.259
21.5
3
نیروی انتظامی
9.316
4.3
4
پشتیبانی جنگ و جهاد
2.490
1.1
5
سایر
33.430
15.3
مجموع
218.867
100
تعداد معلولان (جانبازان) جنگ تحمیلی نیز طبق آماری که بنیاد مستضعفان و
جانبازان انقلاب اسلامی منتشر کرده است به 399.174 نفر می رسند که از این تعداد
129.903 نفر تعیین درصد نشده ، 143.210 نفیر بین 1 تا 24 درصد جانباز و 126.061
نفر نیز بالای 25 درصد جانباز می باشند .
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۸/۱۱/۲۶ ساعت 21:53 توسط شرمنده شهدا
|
بـعضى معتقدند, در جايى كه كشورهاى خليج فارس حاضر به پرداختن غرامت جـنـگ
بـودند, ما بى جهت جنگ را ادامه داديم تا جايى كه تسليم فشار نظامى عراق
شديم . ((1)) در
خـصـوص اين شبهه بايد گفت , هر چند حقوق تضييع شده ملت ايران صرفا خسارات
مالى نبود كه بتوان با در يافت غرامت آن را ناديده گرفت اما به هر حال بـا
فـرض قـبـول چنين مساءله اى نيز بايد بگوئيم هيچ كشورى كه براى خودش قـدرى
مبنا و سياست داشته باشد و از يك دولت قوى و منطقى برخوردار باشد, نـمـى
تـوانـد تنها به يك قول بدون پشتوانه متكى باشد, اگر عربستان يا بعضى
كشورهاى خليج چنين چيزى گفته باشند ((2)) بر چه مبنايى و بر چه اساسى و
بـا چه سندى اين حرف را گفته اند؟چرا كشورهاى خليج زمانى كه ايران بخش
قـابـل توجهى از خاك عراق را تصرف كرده بود چنين پيشنهادى داده اند؟ چون
مـى دانـسـتـنـد در ايـن مـوقـعـيت اگر بخواهند سخن بگويند فقط يك قول
بدون پشتوانه نيست كه بتواند به راحتى آنرا آشكار نمايند هستند كه در اوج
قدرت است و امتياز هم دارد و اگر بخواهند سخنى بگويند يا قـولى بدهند بايد
به آن عمل نمايند در حاليكه آنان خواهان چنين چيزى نبودند بنابر اين قبول
آتش بس از سوى ايران به صرف قول بدون پشتوانه كشورى آنهم از قـول يـك
مسئول رديف چندم يك كشور ثالث مى توانست بى تدبيرى محض مـسـئولان جـنـگ را
به دنبال داشته باشد و اگر چنين مى كردند امروز همين افرادى كه ادامه جنگ
را كارى غيرعاقلانه جلوه مى دهند در مقابل چنين عملى عكس العمل منفى از
خود نشان مى دادند و مسئولان نظام را زير سئوال مى برند.
ايـنـكـه مـى گـويـنـد آقـاى رفـسـنـجـانـى جـنـگ را طول داده است و خون جوانان را ريخت ، چيست ؟
شـايـد بـهـتـر بـاشـد، بـه ايـن سـؤ ال ، از زبان آقاى هاشمى رفسنجانى پاسخ دهيم : زمـانـى
كه خرمشهر فتح شد، در مجلس بودم . اگرچه فرمانده جنگ نبودم ، ولى از مسائل
فرماندهى جنگ اطلاع داشتم . به بيان ديگر، من سخنگوى شوراى عالى دفاع و
نماينده امام (ره ) در شورا بودم ، و چـون مـقام معظم رهبرى در حادثه
انفجار بمب در مسجد ابوذر، آسيب ديـده بـودنـد، و نمى توانستند به جنگ
برسند، لذا آن زمان ، من در جنگ فعال بودم . پـس از فـتـح خـرمـشـهـر،
شـايـعـاتـى در مـورد پيغام صلح يا دادن پـول بـراى خـاتـمـه جـنـگ در
كـشـور مـطـرح شـد، ولى مـا كـه مسؤ ول بـوديـم ، مـى دانـسـتيم اين
شايعات دروغ است . در واقع پيغامى وجـود نـداشـت ، مـنـتـهـى در برخى از
محافل ، گفته مى شد كه چنين پـيـغـامـى وجـود دارد. آن هـايـى كـه در آن
زمـان ، در مـقـابـل ايـن شـايـعـات و شـايـعـه بـرقـرارى صـلح ، عـكـس
العمل مخالف نشان مى دادند، كسانى هستند كه الان مدعى مخالفت با ادامـه
جـنـگ هـستند همين آقايان ، خطاب به ما مى گفتند، آقايان بوى دلار بـه
دماغ شان خورده و مى خواهند جنگ را متوقف كنند. حقيقتاً معلوم نبود، چه
كسى مى خواهد جنگ را متوقف كند كه باعث ناراحتى و مـخـالفـت ايـن ها شده بود. اين ها از من مى خواستند تا من اين موضعِ آنان را به امام (ره ) بگويم . امـّا
امام (ره ) خودشان مى خواستند، جنگ را تا زمانى پيگيرى نمايند تا مساءله
عراق حل شود. امام (ره ) در اين موقع گفتند، حالا آن ها به دام
افـتـادنـد، الان بـايـد مـسـاءله عـراق را حـل كـنـيـم ، و در ايـن باره
بسيار جدى بودند، ولى امام (ره ) موافق نـبـودنـد كـه نـيـروهـاى مـا وارد
خـاك عـراق شـونـد، در عـيـن حـال ، مـتـوقـف كردن جنگ را هم قبول
نداشتند. ايشان مى گفتند: اگر شما وارد عراق شويد، چند اشكال پيدا مى شود: اولاً، الان از لحـاظ بين المللى موضع بر حق داريم و متجاوز در خاك ماست . ثـانـيـاً، عـرب هـا كـه مـتفق نيستند و بعضى ها با ما هستند، پشت سر صدام قرار مى گيرند و كار ما دشوار مى شود. ثـالثـاً،
مـردم عـراق تـصـرف سـرزمـيـن خـود را تـحـمل نمى كنند و آن هايى كه الان
با ما هستند در آن صورت به ما به عنوان متجاوز نگاه مى كنند. رابعاً،
مردم بى گناه عراق آسيب مى بينند. بنابراين ، مصلحت نمى ديـدنـد كه وارد
خاك عراق شويم . از طرف ديگر متوقف شدن جنگ را هم قبول نداشتند. فـرمـانـدهـان
ارتـش و سـپـاه خـدمـت امام (ره ) رفتند، من هم بودم ، يك جـلسـه طـولانـى
تـشـكيل شد. فرماندهان گفتند: اگر حاكمان بغداد مـطـلع شـونـد كـه مـا
وارد خـاك عـراق نـمـى شـويـم ، بـا خـيـال آسـوده عليه ما شرارت خواهند
كرد. منطق جنگ اين نظر را نمى پسندد. امام (ره ) مسائل انسانى را مطرح مى
كردند و مى گفتند: اگر بـه مـردم عـراق آسـيـب بـرسـانـيـم ، بـراى آن هـا
مـشـكـل خـواهـد شـد. امام (ره ) تا آخر اين موضع را حفظ كرده بودند. وقتى
كه عراق شهرهاى ما را با بمب و موشك مى زد، امام (ره ) اجازه نـمـى دادنـد
مـا هـم شهرهاى عراق را بزنيم . وقتى ديدند عراق دارد خـيـلى شـرارت مـى
كـنـد، اجـازه دادنـد، ولى گـفـتـنـد: شـمـا بـايـد چهل و هشت ساعت قبل
اعلام كنيد تا هر كس مى خواهد، از شهرها بيرون برود. از ايـن رو، ايـن
حـرف كـه گـفـتـه مـى شـود بـه مـا پـول پـيـشـنـهـاد دادنـد، درسـت نـيست
هيچ پيغامى در اين زمينه به ما نـرسـيد. غير از امام (ره ) هر كس ديگرى
نمى توانست سياستى بر جنگ حاكم كند. در قانون اساسى هم جنگ و هم صلح با
رهبرى است و ايـن حـق امـام (ره ) بـود. ايـشـان اجـازه صـحبت كردن از صلح
را نمى دادند، حرف امام (ره ) اين بود كه تا آخرين نفس مى جنگيم .(1)
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۸/۰۷/۰۲ ساعت 17:54 توسط شرمنده شهدا
|
براى پاسخ به اين سئوال وجهت روشن شدن اذهان عمومى به ويژه نسل جوان لازم
است بخشى ازثمرات دفاع مقدس رابه شرح زير موردبررسى قرار دهيم الف ) دستاوردهاى داخلى 1) تثبيت انقلاب , يكى
از ثمرات بزرگ دفاع مقدس , تثبيت انقلاب بود, يعنى در سايه جنگ بود كه
انقلاب تثبيت شد و ضـد انـقـلاب هـا رانـده شـدند و نيروهاى وابسته به شرق
و غرب كم كم شناخته شده , به دست نـيـروهـاى انـقـلاب از نـظـام كنار
گذاشته شدند. مصداق بارز اين ادعا, روشن شدن شخصيت تـروريستى و ضد دينى
گروهك مجاهدين خلق (منافقين ) براى ملت ايران بود كه درسايه جنگ محقق
گرديد. در سايه جنگ ملت ايران بهتر از گذشته توانستند حق را از باطل ,
خودى را از غير خـودى تشخيص داده و در راستاى آفت زدايى انقلاب گام
بردارند. و نتيجه اين هوشيارى تثبيت انقلاب بود.
آيااستمرارجنگ بعدازفتح خرمشهربه مصلحت نظام بوديابه ضررنظام ؟
براى پاسخ به سؤال سعى خواهيم كرد استمرارجنگ را در ابعاد مختلف مورد نقد و بررسى قراردهيم . 1) هدف از تحميل جنگ به ايران طـبـق
بررسى هاى به عمل آمده و اعترافات فرماندهان حزب بعث و استراتژيست هاى كاخ
سفيد, هدف ازتحميل جنگ به ايران موارد زير بوده است : ـ نابودى انقلاب اسلامى و يا حداقل كنترل آن , ـ تشكيل عربستان بزرگ , ـ تصرف خوزستان و گرفتن كل شط العرب , ـ تسلط بر ذخاير عظيم نفت و گاز جنوب ايران ,
آيا استمرار جنگ بدون نظر قاطع حضرت امام امكان پذير بود يا خير؟ به عبارت ديگر آيـا اسـتمرار وتداوم جنگ آن گونه كه برخى مطبوعات مطرح كرده اند ـ به حضرت امام تحميلى بود يا خير؟
بـراى رسيدن به پاسخ اين سؤال نيز بايد به ابعاد مختلف استمرار جنگ از
ديدگاه شخص حضرت امام و ديگرمسئولان نظام و دفاع مقدس پرداخت .
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۸/۰۷/۰۱ ساعت 17:50 توسط شرمنده شهدا
|
اینجا محلی است برای اینکه خارج و جدا از فضای جامعه ، کمی با شهدا باشیم . جایی برای کسانی که می خواهند در این بازار رنگین اینترنت ، چشمان و دل خود را بیمه کنند تا از دست فتن آخرالزمان در امان بماند . محلی برای یادآوری رشادت ها و رشیدانی که در طول 8 سال دفاع مقدس و در طول زمان پیروزی انقلاب و در طی سالهای بعد از خاتمه جنگ به شیوه های مختلف به این مرزو بوم خدمت کردند و با جانثاری خود ، عرشیان خدا را برای تحسین به فرش کشیدند . خصوصا کسانی که به عشق مادر سادات تا پایان این دنیای خاکی برای بشریت ناشناس ماندند . آری اینجا قرارگاه پروانگانی است که به گرد شمس ولایت گشتند و اینگونه خود را جاودانی کردند . هر چند که ناچیزیم ولی حداقل با یک صلوات برای تمامی حماسه سازان صدر اسلام تا عاشورائیان ایران ارادت خود را به آنها گوشزد کنیم تا ما را فراموش نکند . انشاء الله