زمانی که آقای نظر نژاد از ناحیه چشم و قلب مجروح شده بود ایشان را به شیراز منتقل کردند و بعد از مدتی که در سیراز ستری بود به مشهد منتقل شد . چشم ایشان از بین رفته بود و به جای ان چشم مصنوعی گذاشتند . وقتی که حالش بهتر شد گفت : می خواهم بروم جبهه . گفتم : برادر هنوز حالت خوب نشده است ، مدتی را استراحت کن بعدا خواهی رفت . گفت : نه ، باید بروم چون به وجود من در آنجا نیاز است . و بعد از بیمارستان مرخص شده و به منطقه برگشته بود .